اکنون این تنهایی است که یار و یاورم شده است

گرداگردم پر است از این آدم هایی که تا خوش و خرم هستند
و زندگی به میل آنان است از من یادی نمی کنند وای به روزی که کارشان گیر باشد
و یا به تنگدستی بیفتند و به کمکم نیاز داشته باشند،آن هنگام است که
مانند آوار بر سرم ویران می شوند ولی من هیچگاه این گونه نبوده ام
و همواره کوشیده ام تا گاه و بیگاه از دوستان تازه و کهنه یادی بکنم
هرچند آنان همیشه مهرورزی ام را برنتابیده و مرا از خودشان رانده اند
این که امروز، دوستان بسیار بسیار کمی دارم ، نه تنها من را آزرده نمی کند
بلکه من را به اندیشیدن وامیدارد و از خودم می پرسم که چرا
این انسان های دوپا، زمانی که به آنان مهربانی می کنی
همه اش خیال بد می کنند؟
اکنون این تنهایی است که یار و یاورم شده و این خودش کمک بزرگی
است به من تا بیشتر بیندیشم و بیشتر و ژرفتر ببینم.

۴-۱۱-۲۵۷۵ پارسی

اشاره ی بنیامین نتانیاهو به خودکامگی دینی در ایران و یاد کردن از سکولارهای ایرانی

گویا بنیامین نتانیاهو در یک فایل ویدیویی، پیامی به ایرانیان داده
و رژيم ننگین اسلامی را جدای از خود مردم ایران دانسته است که البته
بگذریم از این که بیشینه ی مردم ایران،هر چند سال یکبار با سرانگشتان
رنگی شان، مهر تایید بر ماندگاری این رژیم ننگین اسلامی می زنند.
اگر تا این جای کار،سخنان نتانیاهو را به کناری بنهیم خواهیم دید که
ایشان به نکته ی باریکی در سخنانشان اشاره کرده و از خودکامگی موجود
در ایران سخن گفته و از سکولارهای ایرانی نیز یاد کرده است.
این بخش از سخنان وی را باید روشن ترین بخش سخنان وی برشمرد
چون ایشان می داند که سکولارهای ایرانی ،شمارشان رو به فزونی گذاشته است
و دیگر نمی شود آن ها را نادیده گرفت چرا که آن ها از پتانسیل بالایی
برای برخورد با خودکامگی دینی موجود در ایران(رژیم ننگین اسلامی)
برخوردارند و نیز هیچ دشمنی با کشور اسراییل ندارند.
زمانی که من آزادیبان می بینم،رژیم ننگین اسلامی
می گوید که می خواهد تل آویو و هیفا را با خاک یکسان بکند
زود پشتیبانی خودم را از کشور اسراییل نشان می دهم
و می گویم که :
من تل آ‌ویو هستم
من هیفا هستم
و نوشته هایی را در واکنش به یاوه گویی های رژیم ننگین اسلامی
در وبلاگم انتشار می دهم.
این به خوبی نشانگر آن است که ما سکولارهای ایرانی و مردم اسراییل
دشمن مشترکی به نام رژیم ننگین اسلامی داریم پس باید برای
زمین زدن آن(رژیم اسلامی) در کنار هم باشیم و از همدیگر ، پشتیبانی بکنیم.

۴-۱۱-۲۵۷۵ پارسی

از آزادی خواهم گفت و این که شیفته ی آزادی هستم

این که من دارم در وبلاگم می نویسم و سخنانم را می گویم
ینی این که هنوز زنده هستم،خسته نشده ام و نسبت به راهی
که برگزیده ام ایمان دارم،باور بکنید اگر وبلاگ من هتا یک خواننده
داشته باشد و یا هیچ خواننده ای نداشته باشد
باز از نوشتن باز نخواهم ایستاد.
من خودم را سدای بی سدایان می دانم و این باری است
که روی دوشم سنگینی می کند.
من آدمی نیستم که به این زودی ها و خیلی آسان ، کنار بکشد
همواره از آزادی خواهم گفت و این که شیفته ی آزادی هستم.
همین که من ، ناهمسو با چهارچوب های تمامیت خواهانه ی موجود
دارم گام برمیدارم،خودش لذت بخش است،به چالش کشیدن
و دهن کجی کردن به ساختاری که همه ی تلاشش، در اختیار گرفتن
همه ی هست و نیست ماست،بی شک برای من که آرامش بخش است.

۳-۱۱-۲۵۷۵ پارسی

روزهای سیاه و سختی که برایمان رقم زده اید و می زنید

با این انقلاب ننگین اسلامی، آمدید و روزهایی سیاه و سختی را
برایمان رقم زدید، با گذشت سی و هشت سال از انقلاب ننگین و اسلامی تان
هنوز دست از سر ما برنداشته اید، من می گویم اسلام را نمی خواهم
ولی باز شما گستاخانه می خواهید اسلام را در ذهن و مغزم فرو بکنید
به راستی که شورش را در آورده اید، گستاخی هم اندازه ای دارد
نمیشود که یکه و تنها سخن بگویید و من سکوت بکنم،میشود؟
سدای من زمانی خفه میشود که دیگر وجود نداشته باشم
درست است که شمار ما ناباوران در ایران اندک است
ولی این دلیل نمیشود که در برابر یاوه هایتان سکوت بکنیم
و چیزی نگوییم،به من چه که اسلامتان در ختر است یا نیست؟
البته که باید اسلام ننگین را در ختر انداخت،این آیین تباهی
باید آسیبی سنگین به خود ببیند وگرنه به این سادگی ها
میدان را خالی نخواهد کرد.
خواه نا خواه ، خداناباورانی چون من بر شمارشان افزوده خواهد شد
و می دانم که این آغازی بر پایان شما خواهد بود
در این که اسلامگرایی در برابر خردگرایی شکست پذیر است در
آن شکی نیست ولی چه میشود کرد که تروریسم اسلامی
دست روی ماشه ، ایستاده است تا بی درنگ ناباوران به اسلام
را از میان بردارد و این ، کار را برای روشنگری و مبارزه با
دین سرتاپا خشونت اسلام،سخت تر می کند.
ما با دانش و آگاهی و قلم، به مبارزه با ساختار تمامیت خواه دین می رویم
ولی دینی چون اسلام با افزاری چون گلوله و شمشیر و بمب و شکنجه
به مبارزه با خردگرایی و روشنگری برمی خیزد.
دشمنی من با تروریسم و به ویژه تروریسم اسلامی،پایان ناپذیر است
من نمی توانم در برابر کسانی که مشتاقانه آرزوی مرگ و نیستی ام
را دارند و از هیچ تلاشی برای رسیدن به آرزویشان نیز دریغ نمی کنند
آرام و ساکت بنشینم، اگر مرگ و نیستی و سیه روزی من را خواستارید
این را بدانید که این نابخردانه خواهد بود که من برایتان نیک روزی
را خواستار باشم.
نبرد با مافیای اسلام و رژيم ننگین اسلامی،دنباله خواهد داشت
چه خوشایندتان باشد و چه نباشد.

۳-۱۱-۲۵۷۵ پارسی