دارند اینجور جا می اندازند که بی خدایی خیلی خترناک است

دارند اینجور جا می اندازند که بی خدایی خیلی خترناک است
و دلیلش را این می آورند که آمریکایی ها روی دلارهایشان
نوشته اند که پشت گرم به خدا هستند ولی هیچگاه به این اشاره نمی کنند
که باور کسانی چون آبراهام لینکلن و یا بنجامین فرانکلین و توماس جفرسون
نسبت به خدا چگونه بوده است؟
البته تا جایی که می دانم آبراهام لینکلن یک بی خدا بوده
و توماس جفرسون هم که یک سکولار بوده است.
اینکه برای خترناک نشان دادن خداناباوری، کشوری کمونیستی چون
شوروی را نمونه می آورند را هم ساده انگاری می دانم.
ناگهان یاد گفت و گوی سم هریس با فیل زاکرمن می افتم که
گفت و گویی بود درباره ی سکولاریسم،که در آن سکولاریسم به دو دسته
بخش بندی شده بود:سکولاریسم جفرسونی یا همان جدایی دین از دولت
و دیگری سکولاریسم روشنگرانه و مبارز،که البته من این گفت و گو را
از تارنمای خود سام هریس برداشته و ترجمه ی دست و پا شکسته ای
هم از آن کرده و در وبلاگم آورده بودم.
اینکه من می گویم خداناباور و یا بی خدا هستم برای این است که
که بگویم به خدا باور ندارم نه اینکه بخواهم واژگانی چون خداناباوری
و بی خدایی را برچسب کنم و روی پیشانی ام بزنم ولی اگر هر زمان
با تمامیت خواهی و زورگویی ساختار دین روبرو شوم بی شک
چنین برچسبی را به کار خواهم گرفت تا در برابر دیکتاتوری دینی بایستم.

۱۶-۳-۲۵۷۸ پارسی

Advertisements