گرانی سیب زمینی و پیاز ، کاهش شدید فروش نفت و پایان روزهای خوش نفتی

تا پیش از فرارسیدن نوروز ، ینی تا چند روز مانده به نوروز
سیب زمینی یکی از آن خوراکی هایی بود که میشد آن را ارزان خرید
که آن هم گران شد و پس از آن پیاز نیز گران شد
ینی تا همین دو روز پیش که پیاز تقریبن دو برابر
و هتا کمی بیشتر، گرانتر از سیب زمینی است.
سیب زمینی بخش زیادی از خوراک روزانه در ایران اشغالی است
و البته نان که جای خود دارد.
گزارش ها نشان می دهد که مقدار زیادی پیاز و سیب زمینی
در روزهای گذشته از ایران به کشور اراق فرستاده شده است
و برخی هم می گویند که سپاه تروریستی پاسداران
در پس این ماجرا است البته در اینباره سخن بسیار است
ولی چون زمان ندارم از آن می گذرم.
اینکه در خبرها می خوانم که رژیم ننگین اسلامی در همین
سی روز گذشته تنها توانسته یک میلیون بشکه نفت بفروشد
خبر خوبی است و نشان می دهد که بایکوت ها و فشارهای
اقتسادی کار خودش را کرده است و این نشان دهنده ی
آن است که روزهای خوش نفتی برای پاسدارها و بسیجی ها
و هزب اللهی ها به پایان رسیده است.

۱۱-۱-۲۵۷۸ پارسی

Advertisements

ما در برابر این همه چرت و پرت گویی های اینها کار چندان زیادی انجام نداده ایم

خب، زندگی کردن در ایران سخت است و این هم درست نیست که
بگویم که همه جا به جز ایران یک بهشت است، دوست دارم در
کشوری آزاد زندگی کنم ول دوست دارم این آزادی را در ایران
تجربه کنم شاید این یک آرزوی دست نیافتنی در یک بازه ی زمانی
کوتاه باشد ولی هر چه که هست می توان این کار را انجام داد
و ایران را آزاد ساخت.
این که هی بگویم خسته شده ام و یا دلسرد و ناامید شده ام
که کاری را درست نمی کند، ایراد کار در این است که آن ایرانیانی
که به دنبال آزادی و سکولاریسم و دموکراسی در ایران هستند
همه ی تلاششان را نکرده اند و نمی کنند و به دنبال این هستند
که خیلی ناگهانی بتوانند ایران را از چنگال رژيم ننگین اسلامی
برهانند ،نباید خودمان را دست کم بگیریم یا فکر کنیم که
همه ی تلاشمان را کرده ایم،هنوز زنده ایم و داریم نفس می کشیم
و باید تا آنجایی که می توانیم در جهت رسیدن ایران
به آزادی، تلاش کنیم و از پای ننشینیم.
برای نمونه همین وبلاگی که می نویسم یک دریچه و روزنه ی
امید برای من است که تبدیل به بخشی از زندگی ام شده است
اگر بنگریم به این همه نوشته و گفته ها و برنامه هایی که
رژيم ننگین اسلامی دارد پخش می کند خواهیم دید که
ما در برابر این همه چرت و پرت گویی های اینها
کار چندان زیادی انجام نداده ایم و با این دلسرد شدن
و خاموش ماندنمان میدان را برای آنها باز گذاشته ایم.
و بی شک که مبارزه ی پیوسته و ناگسسته ای نیاز است
تا بتوانیم راهی برای آزاد سازی ایران باز کنیم.

۱۱-۱-۲۵۷۸ پارسی

آن اندازه این پانترک ها دست کم گرفته شدند و جدی گرفته نشدند که کار به اینجا رسید و گستاخ تر شدند

چند روز است که بسیاری از جاها در ایران اشغالی دچار سیل شده
و شماری از هم میهنان نیز جانشان را از دست داده اند و در این میان
این پانترک ها وارد میدان شده اند و می خواهند میان مردم جدایی
بیندازند و هی به دنبال این هستند که بگویند ایرانی نیستند
آن اندازه این پانترک ها دست کم گرفته شدند و جدی گرفته نشدند
که کار به اینجا رسید و گستاخ تر شدند.
این پانترک ها هی می خواهند این را القا کنند که سایر ایرانی ها
و به ویژه پارسی زبان ها از آمدن سیل به آق قلا و گمیشان در
استان گلستان شادمان هستند،ینی تا این اندازه اینها بی شرم هستند.
هتا این پانترک ها کار را به جایی رساندند که در همین ماجرای سیل شیراز
که چند تن کشته و زخمی شدند، شادمانی کردند و از شادمان شدنشان نوشتند.
خب در اینترنت هم شماری از کاربران ایرانی با این پانترک ها
درگیر شدند و در پاسخ به آنها سخنانی گفتند که نباید می گفتند.
گیرم که این پانترک ها یک چیز نسنجیده ای را گفتند
این دلیل نمیشود که من هم بیایم و رفتار نژادپرستانه در پیش
بگیرم و همچون فاشیست ها رفتار کنم.
البته اینکه بگویم چند پانترک این کارها را می کنند که
نمی تواند درست باشد و شوربختانه این پانترک ها توانسته اند
در این چند ساله ،شمار زیادی از شهروندان ترک زبان در ایران را
با خودشان همراه کنند و این باید یک زنگ هشدار باشد تا
پیش از اینکه کار به جاهای باریک تر کشیده شود
چاره ای در اینباره اندیشیده شود.

۱۱-۱-۲۵۷۸ پارسی

خدایی که نه تنها پیچیده نیست بلکه خیلی دم دستی و ساده انگارانه و گاه خیلی هم نابخردانه است

اگر تا کنون نتوانسته ایم همه ی رازهای کیهان را بفهمیم پس چه دلیلی دارد
که از خدایی سخن بگوییم که نه می دانیم چه هست و نه می دانیم که
چه نیست؟ و نه می دانیم که هست و نه می دانیم که نیست.
درباره ی خدا گاه با چنین پرسش هایی روبرو می شوم و چون
چیزهایی را نیز از گذشتگان و اکنونیان درباره ی خدا شنیده ام
این دلیل نمیشود که همچون گذشتگان باور به خدای خود به خودی
داشته باشم و این خدایی هم که در دین ها و آیین های گوناگون
درباره اش سخن ها گفته شده است نه تنها پیچیده نیست بلکه
خیلی دم دستی و ساده انگارانه و گاه خیلی نابخردانه هم هست
و رفتارهایی به شدت انسان گونه از خودش نشان می دهد
ینی قهر می کند،خشمگین میشود،می زند و می کشد
و زندانی و شکنجه می کند و کینه جو هم هست.
اگر که کیهان نتواند پیدایش خود به خودی داشته باشد
پس چرا خدا می تواند چنین پیدایش خود به خودی داشته باشد؟
خدا در اینجا به مانند خودکامه ها و زورگوهایی رفتار می کند که
به هیچ کسی درباره ی خودش پاسخگو نیست و خودش را بیرون از
دایره ی قانون می داند.
البته باید گفته شود که آشنا شدن با مفهوم انرژی منفی در قانون های
فیزیک،راه را برای پذیرش این دیدگاه که کیهان می تواند از هیچ پدیدار
شود،آسانتر می کند.
البته این هیچی که به آن اشاره شد نیاز به این دارد که بیشتر درباره اش
نوشته شود که به یادداشت هایم نگاهی خواهم انداخت و در نوشته ای دیگر
در اینباره خواهم نوشت.

۱۰-۱-۲۵۷۸ پارسی