رک و راست بگویم که دلم برای لایک کردن های نوشته های وبلاگم به دست بانوی آزادیبان تنگ شده است

بانوی آزادیبان، بیش از شش-هفت ماه است که چیزی در وبلاگش
ننوشته است و دیگر خبری از ایشان نیست.
گهگاهی ایشان به وبلاگم سر میزدند که این کارشان بسیار دلگرم کننده بود
ولی اکنون نیستند، امیدوارم که ایشان از من دلخور نشده باشند
و من را آدمی خود بزرگ بین ندانند، من که هیچگاه نگران شدن ایشان
را از یاد نخواهم برد و تا زنده هستم این در یادم خواهد ماند.
امیدوارم که هیچ مشکلی برای ایشان پیش نیامده باشد
رک و راست بگویم که دلم برای لایک کردن های نوشته های وبلاگم
به دست بانوی آزادیبان تنگ شده است.
من در برابر آزادیبانان و آزادی خواهان، هیچگاه آدم خودبزرگ بینی
نبودم و نیستم و هیچگاه آدم بی تفاوت و بی توجهی هم نبوده ام
شاید ندانستن برخی چیزها دست به دست هم داده است که ایشان
از این وبلاگ دلسرد و دلخور شوند.
من آدمی هستم که کافی است کسی یک کار نیکی را انجام دهد
و در میان انبوه آدمیان،چون ستاره ای بدرخشد، تا من هرگز کار
نیک آن کس را فراموش نکنم و برای همیشه او و کارش رابه یاد بسپارم.
بانو نیکی هیلی،بانوی آزادیبان ، آقای دونالد ترامپ و
البته آقای سام قندچی
اینها در میان آن نام هایی هستند که فکر می کنم هرگز نتوانم نامهایشان
را فراموش کنم هرچند که آدم فراموشکاری نیستم
و امیدوارم که بانوی آزادیبان دوباره بازگردد و وبلاگ نویسی کند
اینکه ننویسیم و میدان را برای کوکلاکس کلان های اسلامی خالی کنیم
این همه چیز را بدتر می کند.

۶-۱۱-۲۵۷۷ پارسی

Advertisements

سلمان خدا دادی،تروریست پاسدار و تجاوزگری که در امنیت و آرامش کامل است

سلمان خدادادی یکی از همین تروریست های پاسداری است که گویا نماینده ی
مجلس شورای ننگین اسلامی هم هست.
آنگونه که در خبرها خوانده ام گویا این تروریست پاسدار به بهانه ی یافتن کار
دختری به نام زهرا نوید پور را به دفترش می کشاند و سپس
به او تجاوز جنسی می کند که پس از این رخداد ، او بارها از این
تجاوزگر پاسدار شکایت می کند و نامه نگاری ها می کند تا شاید کسی به
شکایتش رسیدگی کند ولی سدایش به جایی نمی رسد تا اینکه سرانجام
پیکر بی جانش در خانه یافت میشود که برخی گمانه زنی ها بر این است
که او خودکشی کرده بود ولی به دلیل اینکه او کالبدشکافی نشده و شبانه
به گورستان برده شده و خاک شده است، می توان گزینه ی خودکشی
را کنار گذاشت.
به راستی شرم آور است که در کشوری زندگی می کنم که در اشغال
کوکلاکس کلان های اسلامی است و تروریست های پاسدار و بسیجی
نیز این چنین بی شرمانه از یک تجاوزگر جنسی به نام سلمان خدادادی پشتیبانی می کنند.
هتا یکی از ماموران رژيم ننگین اسلامی به زهرا نوید پور پیام داده بود
که یا باید با آنها آمیزش جنسی داشته باشد و یا باید یک تابلو به در خانه اش
بزند و روی آن بنویسد:روسپی
تا با اینکار برای خودش درآمدی داشته باشد.

اگر هتا زهرا نوید پور خودکشی کرده باشد،همه اش به این دلیل نیست
که کل رژيم ننگین اسلامی یک گنداب و چاه توالت است بلکه بخشی اش
بر میگردد به اینکه شمار زیادی از ساکنان ایران نسبت به چنین چیزهایی
بی تفاوت اند و هتا درسد چشمگیری از این مردها و پسرها در ایران اشغالی
اگر ماجرای او را می دانستند به جای اینکه از او پشتیبانی کنند
او را آزار و رنج می دادند.

۵-۱۱-۲۵۷۷ پارسی

چرا آن روز، بیست و یکم و یا بیست و سوم بهمن ماه نباشد؟

در برخی جاها می بینم که می گویند در بیست و دوم بهمن ماه
باید مردم به خیابان بیایند و مخالفت خودشان را به رژيم ننگین اسلامی
نشان دهند که من این چنین کاری را بی شک یک خودزنی می دانم.
البته من اهتمال پاگیری خیزشی مانند خیزش زمستان سال گذشته را
به این زودی ها،خیلی اندک می دانم و البته اگر قرار بر این باشد که
یک خیزشی رخ دهد و آزادی خواهان بخواهند به خیابان ها بیایند
چرا آن روز، بیست و یکم و یا بیست و سوم بهمن ماه نباشد؟
که بی شک در چنین روزهایی ، نیروهای سرکوبگر رژيم ننگین اسلامی
از آمادگی کاملی برخودار نیستند و برای سرکوبگری در چنین روزهایی
برنامه ریزی رسمی ندارند.

۵-۱۱-۲۵۷۷ پارسی

از همین اکنون ،آزادی خواهان راستین باید در اندیشه ی ساخت و پایه ریزی چنین نیروی ویژه ای باشند

چندبار در تارنمای سام قندچی، نام کتابخانه ی نوا را دیده ام
و باید بگویم که این واژه ی نوا من را می برد به زمان کودکی و نوجوانی
درست به زمان هایی که من در ذهنم در یک کشور زیبایی می زیستم که
نیروهای ویژه ای داشت که برای امنیت این کشور تلاش میکردند و من
نام این نیروها را نوا گذاشته بودم.
من چه در زمان کودکی و چه در زمان نوجوانی کاملن بی پول و بی چیز بودم
و دسترسی چندانی به نوشته ها و کتاب ها نداشتم و البته با آن همه بی پولی
در سال، چاهار تا پنج کتاب دست دوم را میخریدم و از همان کودکی فهمیده
بودم که باید در جهانی بهتر از این بتوانم زندگی کنم و جهان نباید
این چنین بماند و اینگونه بود که با نگریستن به پیرامونم و با ناامیدتر
و دلسردتر شدنم به رویاهایم پناهم می بردم.
به راستی که از همین اکنون آزادی خواهان راستین باید در اندیشه ی
ساخت و پایه ریزی چنین نیروی ویژه ای باشند و باید از کشور اسراییل
یاد بگیریم که چگونه توانستند نیروهای کشتارگر و شکنجه گر نازی را
ردیابی و آن ها را دستگیر و دادگاهی کنند و ما باید از اینها یاد بگیریم
تا در فردای سرنگونی رژيم ننگین اسلامی این سرکرده ها و تروریست ها
و اوباش های رژيم ننگین اسلامی هتا اگر از ایران هم گریختند بتوانیم
آنها را پیدا و دستگیر و دادگاهی کنیم.
این تروریست پاسدار(سلمان خدادادی) که به زهرا نوید پور تجاوز کرده است
نباید امنیت داشته باشد و یا آن تروریست های بسیجی که در یکی از
شهرهای کردنشین ایران برای یافتن پدر خانواده،دختری را ربوده
و شکنجه کرده و سپس به او تجاوز کرده بودند را چگونه میتوان
آزاد گذاشت؟آنها باید دستگیر و زندانی و دادگاهی شوند و در امنیتی ترین
زندان های جهان نگهداری شوند و البته که باید به سختی مجازات شوند.
آیا خانواده ی همین تروریست های پاسدار و بسیجی شکنجه گر
این چیزها را نمی دانند؟
اکنون زهرا نویدپور مرده است و شاید هم او را همین ترویست های
پاسدار و بسیجی کشته اند و البته آن دختر هم میهن کرد ، آنگونه که
در وبلاگ بگو نه خواندم، پس از آزادی خودکشی کرده است.

۵-۱۱-۲۵۷۷ پارسی