به اهتمال زیاد، زنجیره ی شکست های رژيم ننگین اسلامی از سوریه آغاز خواهد شد و در درون مرزهای ایران اشغالی پایان خواهد یافت

کژدم در وبلاگش، نوشته ای را انتشار داده است با تیتر
رییس جمهور آینده ی ساکنان ایران کیست؟
در بخش دیدگاه های این نوشته،کژدم به نکته های زیادی پرداخته است
امروز دیدم که کژدم پیش بینی کرده است که اسراییل در آینده ای نزدیک
با سپاه تروریستی پاسداران و نیروهای وابسته به آن درگیر خواهد شد
و پایگاه هایشان را در هم خواهد کوبید و درسی فراموش نشدنی به
اوباشان رژيم ننگین اسلامی خواهد داد، در این میان نیز روشن است
که آمریکا از کشور اسراییل پشتیبانی خواهد کرد، به اهتمال زیاد
روی دادن یک درگیری این چنینی می تواند هتا جنگ را از سوریه و لبنان
به درون مرزهای ایران اشغالی بکشاند.
کژدم پیش بینی می کند که اگر جنگ به درون مرزهای ایران اشغالی کشیده شود
بسیاری از زیرساخت های رژيم ننگین اسلامی و پایگاه های نزامی اش نابود خواهد شد
کژدم سپس به نکته ی خوبی اشاره می کند و می نویسد که
به اهتمال زیاد یک کمربندی پدید خواهد آمد و ایران به دو بخش
شمالی و جنوبی تقسیم خواهد شد ، کژدم به راستی به نکته ای کلیدی اشاره کرده است
ینی اگر بخش های جنوبی ایران از کنترل رژيم ننگین اسلامی خارج شود
دیگر رژيم ملاها کدام نفت را می تواند بفروشد؟
هم اکنون نیز رژيم ننگین اسلامی در تنگنای شدید اقتسادی است
وای به روزی که رژیم ننگین اسلامی نتواند نفتی بفروشد
و افزون بر آن پایگاه های نزامی و بخشی از زیرساخت های خودش
را هم از دست بدهد.
در این میان باید به این هم اشاره شود که آمریکایی ها در گرداگرد
ایران اشغالی پایگاه های رزمی دارند از این گذشته اگر جنگی بخواهد
آغاز شود نیروهای آمریکایی می توانند از خاک اراق به ایران اشغالی
دسترسی زمینی داشته باشند و به آسانی می توانند کنترل دریای جنوب(دریای پارس)
را به دست بگیرند و آن هنگام چهره ی اوباشان پاسدار و بسیجی
دیدنی خواهد بود.
و در این میان نباید پایگاه های آمریکا در افغانستان را نادیده گرفت
که می توانند پشتیبان رزمی خوبی برای ارتش آمریکا باشند.
من می خواهم دیدگاه های کژدم را در کنار نوشته های
ساسان بهمن آبادی(نویسنده ی وبلاگ نژادگان)بگذارم و
بگویم که به اهتمال زیاد، زنجیره ی شکست های رژيم ننگین اسلامی
از سوریه آغاز خواهد شد و در درون مرزهای ایران اشغالی پایان خواهد یافت.

۹-۲-۲۵۷۷ پارسی

Advertisements

تلاش برای نسبت دادن پدیده ها به فراروان و رازآلود نشان دادن پدیده ها

روزانه ایده ها و چیزهای زیادی از ذهنمان می گذرد که شمارشان
خیلی زیاد است در این میان شاید شما به آلبرت اینشتین بیندیشید
و سپس بی درنگ ببینید که در تلویزیون چهره ی آلبرت اینشتین
نقش بسته است،با اینکه اهتمال روی دادن چنین پدیده ای خیلی کم است
ولی ناشدنی و امکان ناپذیر نیست و تنها می توانیم بگوییم که اهتمال رخداد
آن خیلی کم است و اتمینان دارم که گهگاهی برای شما نیز چنین پدیده هایی
رخ داده است.
اینکه بخواهیم چنین پدیده ای را امکان ناپذیر بدانیم و
رخ دادن چنین پدیده هایی را رازآلود نشان دهیم و آن را
به فراروان نسبت دهیم و بگوییم که هتمن یک چیزی باید باشد
این رفتن به بیراهه است.
در اینجا ما باید دست به دامان دانش آمار و اهتمال شویم
تا اینکه بخواهیم داستان سرایی کنیم.

۸-۲-۲۵۷۷ پارسی

درمانگران مقدس

بسیار می شنویم و می خوانیم که یک بیمار پس از رفتن به مکانی مقدس
و یا دیدار با یک قدیس بهبود یافته است.
بسیاری از بیماری ها بدون رفتن به پزشک و بدون دارو هم درمان میشوند
هتا جان به در بردن از برخی بیماری ها امکان پذیر می باشد
هرچند که در یک بیماری مرگبار ، درسد زنده ماندن پایین است
ولی امکان زنده ماندن و ایمن شدن نسبت به آن بیماری وجود دارد.
هیچگاه ما گزارشی درباره ی بیمارانی که با رفتن به
مکان های مقدس بهبود نیافته اند را نمی بینیم.
برای نمونه اگر آن مکان مقدس، تاریخی ۵۰۰ ساله داشته باشد
و در این بازه ی زمانی ده میلیون بیمار به آن مکان مقدس رفته باشند
هیچگاه به بهبودنیافتگان اشاره ای نمیشود ولی اگر دو بیمار در این ۵۰۰ سال
بهبود یافته باشند،این بزرگنمایی میشود.البته هیچگاه دیده نشده است که گروهی
دانشمند و پزشک این بیماران را پیش از رفتن به مکان مقدس
و پس از برگشت از آن مکان مقدس بررسی کرده باشند
و این ینی چنین گزارش هایی کاملن بی ارزش است
چون بررسی روی بیمارها انجام نشده است تا درستی یا نادرستی
گفته ها درباره ی این بیماران تایید یا رد شود.
و با رشد فناوری و پیشرفت دانش و افزون تر شدن دانش تجربی
دیگر چنین گزارش هایی را یا نمی بینیم و یا اینکه شمارشان بسیار بسیار
کم شده است.

۸-۲-۲۵۷۷ پارسی

سانسور و فیلترهایی از این دست به راستی که خیلی مسخره است

در بهمن ماه سال گذشته بود که یک جوان به جان آمده از ستم
رژیم ننگین اسلامی در یکی از ایستگاه های متروی تهران
فریادهایی تند و براندازانه سر داد که یک بسیجی لات سر رسید
و به آن جوان لگدپرانی کرد و پس از آن فرتورهای این لات بسیجی
در وبلاگ یادنامه انتشار یافت که من همان روزها با این وبلاگ آشنا شدم.
این وبلاگ داشت به کار خودش دنباله می داد که همین چندین روز پیش
بود که دیدم این وبلاگ دیگر در دسترس نیست.
امروز در تارنمای بالاترین فهمیدم که یکی از کاربرها گرداننده ی
آن وبلاگ بود و دلیل در دسترس نبودن وبلاگ را پرسیدم و ایشان گفت
که مزدوران رژيم ننگین اسلامی گزارش های ساختگی و انبوه درباره ی وبلاگ
به گوگل داده بودند و به همین دلیل نیز وبلاگ ایشان دیگر در دسترس نبود
و او با تلاش و پیگیری های زیاد توانسته است وبلاگش را دوباره برگرداند
که البته من به ایشان گفتم که سرویس وبلاگدهی وردپرس را خیلی
بهتر از سرویس وبلاگدهی بلاگ اسپات(گوگل) می دانم چون تا کنون
ندیده ام که سرویس وبلاگدهی ورد پرس خواسته باشد که آزادی بیانم
را سرکوب و یا سانسور کرده باشد ولی ایشان همچنان سرویس وبلاگدهی
گوگل(بلاگ اسپات) را بهتر می داند.
این ماجرا من را یاد نسیم اقدم می اندازد که درباره ی او نیز چنین چیزی
رخ داد و کاربران گزارش های انبوه و فله ای برای بستن اکانت او
و یا فیلتر کردن فیلم هایش داده بودند که کارساز شده بود
و دیدیم که نسیم اقدم از شدت خشم دست به چه کار اشتباهی زد.
البته درباره ی نسیم اقدم این را هم بگویم که پس از این که
نسیم اقدم به سوی ساختمان یوتیوب رفت و در آنجا تیراندازی
و سپس خودکشی کرد،هتا تارنمای او نیز دیگر در دسترس نبود
و همه ی اکانت های ایشان در اینترنت یا پاک شده بود و یا در دسترس نبود
و این چیزی نمی تواند باشد به جز فیلتر و سانسور سازمان یافته
و این به خودی خود من را شگفت زده کرده بود.

۸-۲-۲۵۷۷ پارسی