شکستن مچ پای مریم شریتمداری به دنبال لات بازی پلیس بی شرف رژیم ننگین اسلامی

کار خوبی نیست اگر یادی نکنم از دختری به نام مریم شریتمداری
که چند روز پیش به روی سکو رفت و روسری اش را از سر در آورد
و آن را در دستش گرفت و در هوا تکان داد تا مخالفتش را
با هجاب اجباری نشان دهد، هتا مچ پای ایشان نیز شکسته است
چون پلیس لات و بی شرف رژیم ننگین اسلامی ، او را با وهشی گری
از روی سکو به زمین پرت کرده است.

۸-۱۲-۲۵۷۶ پارسی

Advertisements

سهیل اربی، سرت را بالا بگیر

تا زمانی که رژيم ننگین اسلامی وجود دارد
تا زمانی که سپاه تروریستی پاسداران وجود دارد
تا زمانی که با مردمی بی تفاوت روبرو هستیم
تا زمانی که شرافت و آزادگی به بهایی ناچیز خرید و فروش میشود
ایران همچنان یک زندان بزرگ خواهد بود.
سخنی از سهیل اربی نازنین انتشار یافته بود که آن را دیدم
و از خواندن سخن ایشان بسیار اندوهگین شدم
سهیل اربی گرامی درست می گوید که شمار ما برای مبارزه با
ستمگران بسیار کم بود ولی از سویی دیگر می بینیم که
شمار بی تفاوت ها در این کشور زیاد است.
من شرمگین نیستم چون در مبارزه با ستمگران و آزادی ستیزان
همسدا با این گرامیان بودم ، بی تفاوت نبودم و یک بیننده نبودم.
کسانی چون سهیل اربی در قلب من جای دارند
روزی نیست که به فکر چنین گرامیانی نباشم
درست است که ما در مبارزه با ستمگران و آزادی ستیزان
کم هستیم ولی هنوز ما آزادی خواهان داریم نفس می کشیم
و برای رسیدن به آزادی ، سرسختانه می جنگیم.
سهیل اربی از ماه گذشته تا کنون دست به ناخوری(اتساب غذا) زده
و در سخنی هم که از او انتشار یافته، گفته است که من رفتم
به فکر گلرخ ایرایی ها،آتنا دایمی ها و آرش سادقی ها باشید.

۸-۱۲-۲۵۷۶ پارسی

پاسخ به انتقاد بانوی آزادیبان

چند روز پیش در یکی از نوشته هایم واژه ی کافر را به کار برده بودم
و در آن نوشته به خودم می بالیدم که دارم واژه ی کافر را با خودم یدک می کشم
که یکی از گرامیان که وبلاگی دارد با نام بانوی آزادیبان،
به دلیل اینکه من بیگانه واژه ی کافر را در نوشته ام به کار برده ام
در وبلاگشان به من خرده گرفته بود.
در پاسخ به انتقاد ایشان باید بگویم چون واژه ی کافر، واژه ای است که در دایره ی واژگانی
دینبانان کاربرد زیادی دارد و یک برچسبی است که همواره آن را به دگراندیشان می زنند
من برای همین، این واژه را در نوشته ام به کار برده ام
خود واژه ی کافر یک واژه ای است که نگاه ها را به سوی خودش می کشاند
و این نگاه ها هم از سنگینی ویژه ای برخودار است،ینی یک جورهایی
در نوشته ام می خواهم بگویم که دینبانان و خداپرستان
من و ماها را از واژه ی کفر و کافر نترسانند.
از اینکه ایشان زمان می گذارد و نگاهی به وبلاگم می اندازد
سپاسگزارم ، امیدوارم ایشان نیز بر شمار نوشته ها در وبلاگشان
بیفزایند، چیزهای زیادی برای نوشتن هست، کافی است خودمان باشیم
و آنچه را که به ذهنمان می آید را بنویسیم و زیاد آن نوشته را
دستکاری و ویرایش نکنیم، ینی آنچه را که می نویسیم
بهتر است بازتاب اندیشه و رفتار ما باشد،ینی مانند آینه ای باشد
که خودمان را نشان دهد.

این هم از نشانی وبلاگ بانوی آزادیبان که وبلاگش را خیلی دیر به دیر
به روز می کند:
antiislaam.wordpress.com

۷-۱۲-۲۵۷۶ پارسی

بسیجی های لات و بی شرف ، اینبار به جان دختران و زنان ایرانی افتاده اند

گفته میشود پنجم اسفندماه،زنی با نام همراز سادقی
روی سکویی در خیابان، ایستاده و روسری اش را از سر باز کرده بود
و داشت آن را در هوا تکان می داد که یک بسیجی لات و بی شرف می آید
و این زن را به زمین پرت می کند که به دنبال آن دست این بانو از
مچ به بالا دچار شکستگی میشود.
گفته میشود این بسیجی وهشی، ریختی به شدت مذهبی داشت
و گویا در آن نزدیکی نیز اداره ی آموزش و پرورش هست که نگهبانان
آنجا به کمک این بسیجی لات می آیند تا به همراه او این زن ستمدیده
را به اتاق نگهبانی ببرند و یک فردی هم که در آن نزدیکی بود جلو می آید
تا نگذارد این مزدوران رژيم کثیف اسلامی با آن زن کاری داشته باشند
ولی واکنش او نیز کار به جایی نمی برد و سرانجام
پلیس های بی شرف رژیم ننگین اسلامی می آیند
و همراز سادقی را با خودشان می برند.

۷-۱۲-۲۵۷۶ پارسی