همه یک چیز می گویند همه یک کار می کنند و همه در یک جهت می روند

در بسیاری از زمان ها،افراد در میان یک توده،رفتارهایی را از خودشان
نشان می دهند که اگر تنها باشند آن کارها را انجام نمی دهند
برای نمونه، در راهپیمایی ها و در آشوبها و در شورش ها و یا در هنگام ترس
و هراس فراگیر و همگانی و یا در شادمانی و خوشی همگانی
افراد رفتارهایی هماهنگ و همسو با سایرین انجام می دهند.
در هنگام ترس،افراد بی توجه به پیرامونشان به یکسو هجوم می آورند
برای نمونه، در سال ۱۹۸۵،در یک بازی فوتبال در بروکسل
آشوبی رخ داد که به ویران شدن و فروریختن دیوار ورزشگاه
و کشته شدن ۳۸ تن و زخمی شدن ۲۰۰ تن انجامید.
این تنها نمونه ای است که نشان می دهد مردم در آشوب ها
و در درگیری های گسترده،درجه ی بالایی از خشونت را نشان می دهند
که در هالت فردی چنین خشونتی را از خودشان نشان نمی دهند.
شماری دیدگاهشان این می باشد:
زمانی که افراد در یک توده ی انسانی جای می گیرند
شخسیت فردی خودشان را از دست می دهند
و به مهره ای نابودگر و نابخرد تبدیل میشوند.
به گفته ی گوستاو لوبون:
مردم در درون توده ی انسانی،دد(وهشی)،نابخرد و ابله میشوند
و با کوچکترین تلنگر و جرقه ای،برانگیخته میشوند
هیجاناتشان به یکدیگر سرایت می کند و با افزایش شمار
افراد،شدت هیجان ها نیز افزایش می یابد.
ترس،تبدیل به هراس و دشمنی تبدیل به کشتار میشود
تک تک افراد توده تبدیل به موجوداتی ددمنش(وهشی) میشوند.
+
یک دانه ی ریز شن از توده ی شن های نرم که با وزش باد
به هر سویی رانده میشود.
شوربختانه،کارهای زشت و خلاف اخلاقی همچون شکنجه و کشتار
هنگامی که از سوی شمار زیادی انجام گیرد،زشتی اخلاقی اش
از میان میرود و افراد دیگر هم به آن کارها دست می زنند
مانند کشتارهای بوسنی و رواندا در سال های گذشته.
+
زمانی که شمار زیادی از افراد ، نشانه های ترس از خود نشان می دهند
این اتمینان به دست می آید که ترس جدی است یا زمانی که
ساختمانی آتش می گیرد،همه به سوی درهای خروجی می روند
که این کار با خرد سازگار است ولی چون همه همزمان به سوی در هجوم می برند
راه خروج را می بندند و گرفتار میشوند
در این موارد،افراد آینده نگری و ژرف اندیشی کافی ندارند.
+
کسانی که از سوی یک چهره ی کاریزماتیک،مدیریت میشوند
نیز بیشتر، رفتار توده ای از خود نشان می دهند، همه یک چیز می گویند
همه یک کار می کنند و همه در یک جهت می روند.
ختای ساختاری مهم در رفتار توده ای این است که افراد
بدون آزادی و بدون استقلال فکری و بدون درنگ کردن
از رفتار توده اثر می پذیرند و همان کارهایی را
انجام می دهند که در بسیاری از موارد نابخردانه و ابلهانه است.

بن مایه:
ریشه گرفته از رویه های۱۰۴و۱۰۵ و ۱۰۶ از کتاب
ختاهای ساختاری در اندیشه
گفتاری از روانشناسی ادراک
به پدید آورندگی الی(علی) نسیمی

۱۱-۹-۲۵۷۶ پارسی

Advertisements