هر کسی دیدگاه خودش را نسبت به زندگی و جهان دارد

این دروغگویی یکی از آن کارهایی است که خیلی از آن بدم می آید
نه دوست دارم دروغ بگویم و نه دوست دارم که دروغ بشنوم
روراست بودن را خیلی دوست دارم.
این مردم همیشه دارند وانمود می کنند و دوست دارند همه، آنها را
آدم های خوبی بدانند و این وانمود کردن آن ها به چیزی که نیستند
خیلی ناشیانه است و بیشتر مردم نیز دچار همین وانمودگری شده اند
و از این وانمودگران هم بسیار خوششان می آید ولی از کسی که
خودش است و نمی خواهد وانمودگر باشد،بدشان می آید
و همیشه از این چنین فردی گریزان اند.
کوششم این است که خودم باشم و نه کسی دیگر و این یکی از
ویژگی های کسانی است که راستگو هستند، شاید راستگویی
گاهی به من زیان رسانده و آدم های زیادی را از من دور کرده باشد
ولی شادمان از اینم که همیشه خودم بوده ام و نه کس دیگری
و نه چیز دیگری.
چه اشکالی دارد که ایرادهای خودم و اشکال های خودم را بگویم؟
چرا باید ترس این را داشته باشم که دیگران درباره ی من چه خواهند گفت
و یا چه نخواهند گفت؟
هر کسی دیدگاه خودش را نسبت به زندگی و جهان دارد
آنها جور دیگری می اندیشند و من هم جور دیگری و این دلیل نمیشود
که من هم بخواهم همرنگ آنان باشم تا از سویشان پذیرفته شوم.
من ساختار ذهنی خودم و اندیشه های خودم را دارم و دوست ندارم
خودم را سازگار با ذهنیت دیگران کنم چون آن هنگام،دیگر خودم نخواهم بود.
نمی گویم که هیچگاه دروغ نگفته ام،گاهی دروغ گفته ام برای اینکه
می خواستم از اندوه کسی بکاهم و یا با دروغ گفتنم می خواستم
کسی را دلشاد کنم و یا اینکه می خواستم به کسی کمک کرده باشم
که البته دروغ های این چنینی ام ،گاهی نتیجه ی خوب داشته اند
ولی گاهی هم پیش آمده است که نتیجه ای وارون داشته اند.

۴-۵-۲۵۷۶ پارسی

Advertisements