نه اسلام،نه قرآن،جانم فدای ایران

دوباره یاد وبلاگنویس نازنینی افتادم که دیگر نمی نویسد
یاد مهدی میر آخور لو افتادم که در وبلاگ خودش در بلاگ اسپات نوشته بود:
نه اسلام،نه قرآن،جانم فدای ایران.
با اینکه بارها در لابه لای نوشته هایم، از به روز نشدن وبلاگ مهدی میر آخورلو
و نسبت به بی خبری از او،نگرانی ام را نشان داده ام،اینبار نیز این نوشته را
به یاد این وبلاگ نویس می نویسم.
مهدی میرآخورلو با نوشته های روشنگرانه و تند خودش درباره ی اسلام ننگین
دشمنان زیادی داشت،کافی است تا نام مهدی میرآخورلو را در جست و جو گرهای
اینترنتی،جست و جو کنید تا به شدت دشمنی و کینه ی مهره های رژيم ننگین اسلامی
نسبت به او پی ببرید،او خودش به تنهایی و یک تنه در برابر تروریسم اسلامی ایستاده
و تمرکزش را روی نوشته هایش گذاشته بود و این را میشود با خواندن نوشته هایش فهمید.
امیدوارم که هیچ مشکلی برایشان پیش نیامده باشد،در تارنمای بالاترین
چندباری با کاربرها درباره ی بی خبری از این وبلاگنویس،گفت و گوهای کوتاهی داشته ام
ولی آن ها هم در بی خبری بودند و چیز زیادی نمی دانستند.
ینی کسی پیدا نمیشود که درباره ی مهدی میرآخورلو چیزهایی بداند و درباره اش بنویسد
و من را از نگرانی دربیاورد؟
نگرانی ام از این است که نکند ایشان از سوی مهره های رژیم ننگین اسلامی
سر به نیست،کشته و یا هتا تهدید به مرگ شده باشد تا سکوت کند.
همان گونه که این نوشته را با سخنی از مهدی میرآخورلو آغاز کردم
با همان سخن او نیز این نوشته را به پایان می برم:
نه اسلام،نه قرآن،جانم فدای ایران.

۲۴-۴-۲۵۷۶ پارسی

Advertisements