آب نوشیدن یک بی خدا از دستگاه آبسرد کن

تابستان است و هوا بدجور گرم شده است
در خیابان ها،دستگاه آبسرد کن گذاشته و روی این دستگاه ها نوشته اند:
بنوش به یاد هسین
و یا نوشته اند که: بنوش به یاد تشنگان کربلا.

به هنگام بازگشت از کار،آن اندازه تشنه ام است که نگو و نپرس
می روم به سوی یکی از همین دستگاه های آبسرد کن،نوشته ی روی آن را می خوانم
و سپس دو لیوان آب می نوشم،بی آنکه به یاد هسین و همراهان او باشم.
اگر هم قرار بر این باشد که به یاد کسی یا کسانی باشم
آنها کسانی هستند که در جهت روشنگری و آگاهی بخشی گام برداشته اند
پس بگذار آبی بنوشم به یاد افسانه شکنان،به یاد همه ی آزاد اندیشان
و آزادیخواهانی که به دست دین پرستان،آزار دیده،شکنجه شده و یا کشته شده اند.
خود این چرخه ی آب در کره ی زمین،هیچ نیازی به بود یا نبود امام ها نداشته است
و ندارد و نخواهد داشت،این انسان ها و جانداران روی زمین هستند که وابسته به
آب هستند نه آب،وابسته به آنها.
چه اشکالی دارد که من این آب را بنوشم به یاد کافران و مرتدها؟
چرا باید به هنگام نوشیدن آب به یاد یک تمامیت خواه دینی باشم
آن هم کسی که می خواست به کمک باورهای دینی اش،نسخه ی آسمانی دوزخ را
روی زمین پیاده کند و زمین را از هر چه دگراندیش است پاکسازی کند
درست مانند پدر و پدر بزرگش.
پریروز منی که یک بی خدا هستم،از دستگاه آبسرد کن،آب نوشیدم
و هیچ هم به یاد داستان کربلا و هسین نبودم بلکه در زیر لب زمزمه می کردم:
این آب را می نوشم به یاد کفر ،ارتداد و آزادی.

۱۷-۴-۲۵۷۶ پارسی

Advertisements