نافرمانی من و چپ چپ شدن چشمان اسلامگراها

در این سی روز گذشته که ماه گرسنگی(ماه رمزان) بود اگر وانمود به
روزه دار بودن نمی کردی و گشت های سرکوب رژیم ننگین اسلامی
می دیدند که داری چیزی می خوری و یا می آشامی،دستگیرت می کردند
و به شکنجه گاه های اسلامی شان روانه ات می کردند.
خب با این همه بگیر و ببند در این ماه، من تا جایی که توانستم
در برابر دیدگان مردم اگر تشنه ام شد،آبی یا نوشابه ای نوشیدم
و یا اگر گرسنه ام شد،بیسکویتی و کلوچه ای،نوش جان کردم.
نا گفته نماند که در این ماه،خوردن گوجه سبز آن هم در زیر آفتاب سوزان
چه لذتی داشت که یکبار هم کم مانده بود که سر ماجرای همین گوجه سبز خوردنم
در خیابان از سوی گشت های سرکوب رژیم ننگین اسلامی،دستگیر شوم
گشت موتوری گویا جنبیدن دهانم را دید و شک کرد که دارم چیزی می خورم
ایستاد و زل زدن به من و سپس گازش را گرفت و رفت.
ینی چه؟در ایران آدم ها را دستگیر می کنند آن ها به جرم خوردن
خوراکی؟ و یا به جرم نوشیدن آب؟
اگر کسی چنین چیزی را در کشوری آزاد بشنود گمان می کنید واکنشش چه باشد؟
این اسلامگراها دیگر گستاخی را به اوج خودش رسانده اند
گمان می کنند که هیچ کسی نباید در پیش چشمانشان چیزی بخورد
و یا بیاشامد چون به آن ها بر می خورد،تازه به باور آن ها کسی
که روزه دار نیست و دارد چیزی می خورد و می آشامد باید این کار
را پنهانی انجام دهد و اگر در آشکارا چنین کاری را کرد لابد باید
شرمنده باشد؟به راستی که اینها آدم هایی بسیار پر رو و گستاخ هستند.
همین که در این ماه، چشمان اسلامگراها از دیدن این همه نافرمانی من
چپ چپ میشد،خودش بزرگترین تو دهنی به آنها بود
از ایران یک دوزخ ساخته اند و خجالت هم نمی کشند.
نمی دانم شما تا چه اندازه توانستید در این ماه،دست به
چنین نافرمانی هایی بزنید؟
من که زیر بار سخن زور نرفته ام و نمیروم به ویژه اگر سخن زور
از جنس فرمان های دینی باشد.
من در این ماه،تا آن جا که در توانم بود،می خواستم نشان دهم
که روزه دار نیستم و روزه نمی گیرم و برایم هم هیچ اهمیتی ندارد
که در کدامین ماه اسلامی به سر می برم.
من در ماه خرداد به سر می بردم نه در ماه رمزان(رمضان).

۸-۴-۲۵۷۶ پارسی

Advertisements