چرایی رانده شدن خردگرایان؟

چه سخن درباره ی دانش مخفیه باشد چه درباره ی یک پندار اجتمایی
و چه درباره ی هر افسانه ی دیگری،اندیشه های همگانی همیشه به
آدم های استدلالی ،خرد گرا و افسانه شکن،به چشم بد نگاه می کند.
اندیشه ها چه جنبه ی همگانی داشته باشد و چه جنبه ی انفرادی
دو واکنش پدافندی(دفایی)در برابر این گونه کسان،از خودش نشان می دهد:
یک-هنگامی که اندیشه های همگانی،تند و پابرجاست،خردگراها را به داشتن
سرشت اهریمنی و مرتد بودن،خیانت یا دست کم ، وامانده ی بدبختی
که نور رستگاری در قلبش راه نیافته است،متهم می کند.
دو-هنگامی که اندیشه ها،نهانی دستخوش گمانه و شک و دو دلی شده است
فرد شک گرا و استدلالی،رویاشکنی انگاشته میشود که امکان دارد
دچار سرنوشت کسانی شود که خبرهای ناگوار می پراکنند و هتا امکان دارد
با کنش های خشن و تند روبرو گردد.
او همچون یک پیک خبرهای بد،با آسیب ها و ختر های گوناگونی
از جمله رفتارهای تند و خشونت آمیز روبرو می گردد.

بن مایه:
رویه های ۳۳ و ۳۴
از کتاب اندیشه های همگانی و اثر آن در زندگی اجتمایی
نوشته ی آلفرد سووی
ترجمه از جمال شمیرانی

۳-۴-۲۵۷۶ پارسی

Advertisements