نباید بگذاریم که تکسدایی پدید بیاید

به تو چه که کسی روزه می گیرد یا نمی گیرد ،کسی که باور به اسلام
و دین و این چیزها نداشت چه؟آیا او هم باید روزه بگیرد؟
گیر چه مردمانی افتاده ایم که می خواهند باورهای دینی خودشان
را هر جور که شده است به خوردمان بدهند.
من یک انسان سکولار هستم و هیچ نیازی هم نمی بینم که بخواهم
برای خشنودی و یا جلوگیری از ناخشنودی کسی،روزه بگیرم یا روزه نگیرم.
این بسیجی ها و بسیجی زاده ها و اسلامگراهای ایرانی آن اندازه پر رو
هستند که می خواهند همه چیز به میل آنان باشد.
این بسیجی ها با این داغی که روی پیشانی شان زده اند
می خواهند چه بگویند؟ می خواهند بگویند که خیلی نماز می خوانند
خب من چه کار کنم؟به من چه؟
از بام تا شام بروند نماز بخوانند، این کار آن ها نه تنها هیچ اثری روی من ندارد
بلکه من را بیش از پیش، از دین روی گردان خواهد کرد.
اینها هتا اگر در سرتاسر شهر
مسجد و امامزاده و از این دست بتکده ها هم بسازند
باز هم نخواهند توانست کاری از پیش ببرند.
نکند اینها گمان می کنند یک خداناباور مانند من را می توانند
با این کارهایشان به سوی باورمندی به خدای اثبات نشده،بکشانند؟
هر اندازه که فشار از سوی تمامیت خواهان دین فزونی می یابد
من نیز تسمیم می گیرم تا بیشتر و بیشتر بنویسم و نگذارم
یک تکسدایی پدید بیاید، کاربران ایرانی که کارشان چیزی به جز
جوک گفتن و خندیدن نیست و دیدگاه تازه و نویی هم نمیتوان از
این دست کاربران انتزار داشت و رسانه های رژيم اسلامی هم که
دربست در اختیار هدف های رژیم ننگین اسلامی اند
پس می ماند اندک کاربرانی که یا نمی نویسند و یا اگر هم بنویسند
آن چنان شمارشان کم می باشد که گم و ناپیدا هستند و یافتنشان
کار بسیار دشواری است،این سداها هستند که باید شنیده شوند
قرار نیست که ما هزاران نویسنده داشته باشیم همین که
چند نفر باشند که خوب بنویسند و نوشته هایشان برانگیزاننده
و پیشبرنده باشد،کافی است.
البته این را هم بگویم که من در این وبلاگ،نخست برای خودم و سپس
برای کسانی می نویسم که تافته ای جدا بافته اند و گمان می کنند که
تنها و بی کس اند و کسی فریادرس آنان نیست،من برای کسانی می نویسم
که ارزش آزادی را می دانند.
یک چیزی که وجود دارد و من از آن شادمانم این است
که من این ساختارهای موجود را بسیار کوچکتر از آنی می بینم
که بتوانم در آن ها بگنجم.
چرا باید در چارچوب های دیکته شده ی کهنه و یا نوینی که
در رسانه ها و یا از سوی مردم تبلیغ میشود، در بند باشم؟
آیا به راستی آن چنان که این بلندگوهای تبلیغاتی می گویند
هیچ راهی به جز راه هایی که اینها می گویند وجود ندارد؟
بگذارید پاسخ را ساده تر بدهم،راه های بسیاری وجود دارد
ولی کسانی که بتوانند این راه ها را بپیمایند و یا توان پیمودن
این راه ها را داشته باشند،رک و رو راست بگویم که وجود ندارند
و اگر هم وجود داشته باشند از سخن فراتر نرفته و یا خاموشی را برگزیده اند
و هیچ امیدی به فردا و آینده ندارند.

۲۳-۳-۲۵۷۶ پارسی

Advertisements