گزارش من از یک برنامه ی رادیویی دینی

چند روز پیش،داشتم به برنامه ای رادیویی گوش می دادم که از وین اتریش
پخش میشود و درونمایه ی برنامه هایش،پرداختن به ترسایی گری(مسیهیت) است.
از آنجایی که در وبلاگم بارها و بارها نوشته های تند و تیز و انتقادی نسبت به
دین اسلام نوشته ام، اینبار می خواهم بخشی از این برنامه ی رادیویی
را در اینجا بازگو کنم.
نوشته ی زیر به شما نشان خواهد داد که دین ها چندان فرقی با همدیگر ندارند
و همگی شان،سر و ته یک کرباس اند.
و اکنون می پردازم به بازگویی این برنامه ی رادیویی:

خدا میخواست انسان را یکجورهایی همانند خودش بسازد.
انسان رونوشتی است از برخی ویژگی های خداوندی
انسان دارای پیکر و روه است و پیکرش استثنایی می باشد
چون خدا او را شکل داده است.
انسان توانایی این را دارد که خدا را بشناسد و او میتواند فرمانروای
همه ی جانداران و درختان و زمین باشد.
خدا،انسان را پیشکار آفرینش ساخته است.
تنها راه نجات،باور به خدا می باشد،تنها راه خشنود ساختن خدا
باور(ایمان) است،باوری درونی.
خشنود ساختن خدا،با باور داشتن و توکل کردن،امکان پذیر است
و خدا چنین کسانی را پاداش می دهد.
+
خنود ،دارای دختر و پسر بود و با خدا راه می رفت
ینی او مشارکتی روهانی و نزدیک با خدا داشت و از خدا پیروی می کرد
خدا نگذاشت که او بمیرد و او را به آسمان برد
ایلیای پیامبر نیز این چنین بود.
نوها(نوح)،با ترسی مقدس،یک کشتی ساخت و خداوند نیز
باور او را دادگری به شمار آورد.
+
یاکوب(یعقوب)،همه ی شب را با مردی کشتی گرفته بود ولی فهمید
که دارد با خدا کشتی می گیرد،با همان خدایی که از دست یاکوب رنجیده است
اگر خدا به جای زخمی کردن ران او،او را نابود می کرد چه؟
+
گویا یاکوب،پسرش را فریب داده بود تا میراثش را به دست آورد
و شایسته ی برکت نبود.
درگیری میان یاکوب با فرشته ی خدا،یاکوب را به توبه کشانید
و یاکوب نگذاشت تا آن فرشته،پیش از این که به او برکت بدهد
آنجا را ترک کند.
+
خدا دارای نقشه ای ابدی است،او به دنبال پاکسازی زمین از همه ی
بدی ها و بدان است.
+
کسی خواهد آمد که سر شیتان را خواهد کوبید.
+
خدا آن اندازه مردم را دوست دارد که یگانه فرزندش(ایسا) را فرستاد
تا هر کسی که ایسا را دوست داشته باشد را نابود نکند.
ایسا از سوی مردمش رانده شد،خدا او را به بالاترین و برترین مکان
بلند کرد و روزی خواهد رسید که هر زانویی در برابرش خم خواهد شد.
(درست مانند افسانه ی امام زمان که می گوید:همه در برابرش
تسلیم خواهند شد مگر شماری اندک از بدان؟)
+
شیتان،فریب دهنده ی مردم و دشمن خدا می باشد
و از سوی ایسا،کوبیده و نابود خواهد شد.
+
ابراهیم داوتلب شد تا تنها فرزندش را در راه خدا قربانی کند
او باور داشت که خدا میتواند مرده را زنده کند
(این را هم بیفزایم که من در این برنامه ی رادیویی نام فرزند
ابراهیم را اگر اشتباه نکنم،اسهاق شنیدم).
+
در بخش پایانی این برنامه ی رادیویی،به ارمیای پیامبر و ویران شدن اورشلیم
از سوی لشگریان پادشاه بابل(نبوکد نسر) پرداخته شد.
گویا ارمیای پیامبر به شاه اورشلیم که نامش سدقیا بود
گفته بود که بهتر است با شاه بابل دوستی کند تا فرون(فرعون)
چرا که اگر سدقیا(شاه اورشلیم) تسلیم شاه بابل شود
خود و خانواده اش در امان خواهند بود و آسیبی هم
به شهر اورشلیم نخواهد رسید.
ارمیا، بیم آن داشت که اورشلیم از سوی سپاهیان بابل به آتش کشیده شود.

زمانی که ارمیا برای سرکشی به زمین هایش رفته بود
سربازان دولتی او را دستیگر می کنند و به او اتهام جاسوی می زنند
و به دنبال این اتهام زنی، او را روانه ی سیاه چالی پر از گل و لای می کنند.

سرانجام،لشگریان نبوکد نسر به اورشلیم لشگر کشی می کنند
و پس از آن که دیوار شهر را ویران کردند،به درون شهر رخنه می کنند
و شهر به چنگ آن ها می افتد.
شاه اورشلیم و همراهانش می خواستند تا شبانه از شهر بگریزند
ولی دستگیر میشوند و به فرمان نبوکد نسر،همه ی نزدیکان و همراهان
سدقیا(شاه اورشلیم) کشته میشوند و چشمان سدقیا نیز به دنبال
فرمان هولناک شاه بابل، از کاسه درآورده میشود و پس از نابینا شدنش
به زنجیر کشیده میشود.

۲۰-۳-۲۵۷۶ پارسی

Advertisements