چرا باید روزه بگیرم و خودم را گرسنه و تشنه نگه دارم؟

اسلامگراهای ایرانی می خواهند به زور هم که شده این چنین نشان دهند
که در این ماه گرسنگی که در زبان اربی به آن ماه رمزان می گویند
همه ی ایرانیان، روزه داری می کنند.
هیچ هم این جور نیست و بسیاری از ایرانیان که هتا شیفته ی این اسلام هستند
با هزار دلیل تراشی و توجیه بافی از روزه گرفتن پرهیز می کنند
و کسانی چون من هم هستند که سکولار می باشند و خودشان را پایبند به
این باورهای دینی نمی دانند.پلیس های ریش و پشم دار را در کوچه و خیابان
گماشته اند تا هر کسی که تشنه بود و خواست آبی بنوشد و یا گرسنه بود
و خواست چیزی بخورد و یا هر کسی که قندش افتاده بود و خواست
تا یک چیز قندی و شیرینی در دهانش بگذارد را دستگیر کنند و به زندان
و سیاهچال های اسلامی بیفکنند.
چند روز پیش که هوا گرم بود و خسته و کوفته داشتم از سر کار بر می گشتم
یک دختر کوچک چادری را دیدم که با مادرش می آمد و یهو رفت روی سکویی
که در جلوی یک خانه ای بود نشست،رنگش مانند گچ ، سفید شده بود
و با قیافه ای رنگ و رو باخته به مادرش می گفت که گرمش است.
دختر بیچاره را که هتا هفت سالش هم نبود را پارچه پیشچش کرده بودند
روپوش پوشیده بود و روسری بر سر داشت و چادر هم سرش کرده بودند
دختر بیچاره گرمش شده بود یا بهتر است بگویم که گرمازده شده بود
لابد پدر و مادرش می ترسند که چند تا از تارموهای دخترشان دیده شود
اگر کسی با دیدن چند تارموی یک دختر کوچک، اختیار خودش را از دست می دهد
و نمیتواند خودش را مهار بکند،بهتر است این چنین کسانی
به زندان افکنده و از هازه(جامعه) دور نگه داشته شوند
تا نتوانند آسیبی به کسی برسانند ،نه این که فرمان به پارچه پیچ شدن
زنان و دختران داده شود و آزادی آن ها در انتخاب پوششان ، پایمال شود.

اندام های پیکرمان برای این که بتوانند به درستی کار بکنند نیاز
به انرژی و آب دارند،پس نابخردانه نیست اگر زمانی که تشنه میشوم
از نوشیدن آب و یا زمانی که گرسنه میشوم از خوردن خوراکی پرهیز بکنم؟
این که اسلام ننگین و سایر دین ها و پیامبران و قدیسان درباره ی
روزه گرفتن چه گفته اند، باشد برای شیفتگان چرندها و یاوه های دینی
خب اگر این ها دوست دارند روزه بگیرند،خب بگیرند به من چه؟
هتا آنها می توانند آن اندازه خوراکی نخورند و نوشیدنی نیاشامند
که از پای در بیایند ولی هرگز نمی توانند با زور، من یکی را وادار به این بکنند
که با تکیه بر باورهای نابخردانه ی دینی،روزه بگیرم و از بام تا شام
بوی گند دهانم را در پیرامونم بپراکنم.
من هتا تا زمانی که از بند باورهای اسلامی نرهیده بودم
و برچسب مسلمانی را به اجبار بر روی خودم داشتم
یادم نمی آید که بیش از سه یا چهار بار، روزه گرفته باشم
که دوتای آن ها اگر درست یادم مانده باشد در زمان دبستان بود
که روزه ی کله گنجشکی بود و دو دیگری نیز در زمان سربازی ام بود
نه به این دلیل که می خواستم روزه باشم،بلکه برای این بود که
ما را برای نگهبانی به جایی فرستاده بودند که دسترسی به خوراکی نداشتیم
و تنها چیزی که در دسترسمان بود،آب خالی بود و بس، که آب را می نوشیدم
ولی چیزی برای خوردن نداشتم،که این را هم میتوان روزه ای از روی اجبار
و گرفتاری دانست نه از روی اختیار.
در پایان نوشته گویا یادم آمد که در زمان راهنمایی نیز یکبار روزه گرفته بودم
که می خواستم ببینم، توان این را دارم که زمان زیادی گرسنه و تشنه بمانم یا نه؟

۶-۳-۲۵۷۶ پارسی

Advertisements