خداناباورها موجی به راه انداخته اند که ساختار دین را با چالشی بسیار سنگین روبرو کرده است

دینبانان و خداباوران هتا در خواب و رویاهایشان نیز نمی توانستند
ببینند که خداناباوری تا این اندازه رشد بکند،زمانی بود که پیروان یک دین
می کوشیدند تا برای رسیدن به برتری جویی های خودشان
پیروان سایر دین ها را از میان بردارند
نمونه اش همین جنگ های سلیبی و یا اشغال ایران به دست سپاهیان اسلام می باشد.
ولی اکنون همه ی دینبانان،دشمنی بزرگ را در برابرشان می بینند که روز به روز
بر شمار لشگریانش افزوده میشود،خداناباورها موجی به راه انداخته اند که
ساختار دین را با چالشی بسیار سنگین روبرو کرده است،آن ها به درستی دریافته اند
که در رویارویی با خردگرایان چیزی برای گفتن نخواهند داشت
و این به شدت آن ها را خشمگین می کند،دینبانان ما را به شهوترانی
و بی اخلاق بودن متهم می کنند ولی درباره ی خدایان و پیامبران
و قدیسانشان که زن ستیز،تمامیت خواه،شکنجه گر و شهوتران
بوده اند،چیزی نمی گویند.
آن ها پایبندی به اخلاق را در گرو پایبند بودن به یک رشته باورهای
زورچپان شده به مغزها می دانند در هالی که پایبندی به اخلاق
باید با تکیه بر استدلال های خردگرایانه باشد.
من یک خداناباور هستم که هیچ نیازی به باورداشت های دینی
در زندگی ام نمی بینم،من برای هر چه اخلاقی تر شدن زندگی ام
تکیه ام بر خردگرایی و شکاکیت است،داشتن یک ذهن کنجکاو و پرسشگر
می تواند شما را برای رویارویی با چالش های زندگی نیرومندتر بکند.

۷-۲-۲۵۷۶ پارسی

Advertisements