سدای کسانی چون افسانه بایزیدی باشیم

در میان نوشته هایم درباره ی سینا دهقان، زیاد نوشتم و پشتیبانی ام
را از او بارها و بارها نشان دادم ولی یادم رفت از افسانه بایزیدی نیز یادی بکنم.
هر چند در لابه لای برخی نوشته هایم به او نیز اشاره کرده بودم
ولی این کافی نیست.
افسانه بایزیدی یک دانشجوی کنشگر و زندانی سیاسی است که
رژیم ننگین اسلامی او را به زندانی در استان کرمان فرستاده است.
افسانه ی بایزیدی گویا نامه ای سرگشاده به خامنه ای تروریست
نوشته و در آن اشاره به این کرده است که،خامنه ای نزدیک به
سی و هشت سال است که مردم ایران را بازیچه ی دست خودش کرده است
و مردم را راهی زندان های بلند مدت می کند،آن ها را شکنجه و هتا به
آنان تجاوز می کند.
هتا افسانه بایزیدی در نامه اش می افزاید که هرگز فراموش نخواهد کرد
که در زندان چه بر سر او وکسانی چون او آمده است.

سخنی که من وبلاگنویس می خواهم بگویم این است که
این آدم هایی که در بیرون از مرزهای ایران نشسته و به دروغ، خودشان
را آزادی خواه و مخالف رژیم ننگین اسلامی نام نهاده اند،چرا کاری نمی کنند؟
این ها چه مخالفانی هستند که هیچ سدایی از آن ها بلند نمیشود؟
ینی چه که یک دختر زندانی در زندان های رژیم ننگین اسلامی
ماه ها شکنجه و هتا تهدید به تجاوز جنسی می شود
و از هیچ ایرانی سدایی بلند نمیشود؟
این که انبوهی از مردم ایران در برابر چنین رخدادهایی خاموش اند
و چیزی نمی گویند،می تواند نشانگر آن باشد که یا این ها شرافتشان
را گم کرده اند و یا این که شرافتشان را از دست داده اند.
مگر میشود که از شرافت بویی بویی برده باشی و با شنیدن
چنین خبرهایی آشفته و خشمگین نشوی.
مایه ی شرمساری است که وبلاگ نویسان و مخالفان رژیم ننیگن اسلامی
کمتر به ستم های روا داشته شده به افسانه بایزیدی
و زندانیان سیاسی کرد،می پردازند.
ما باید سدای کسانی چون افسانه بایزیدی باشیم و تنهایشان نگذاریم
این که رژيم ننگین اسلامی ببیند سدای اینان به گوش کسی نمیرسد
و کسی توجهی به آنان ندارد،خیالش برای سرکوب ، شکنجه
و سر به نیست کردن آنان،آسوده تر خواهد شد.

۱۲-۱-۲۵۷۶ پارسی

Advertisements