یافته های دانشی و ویران شدن باورهای دینی

بیشتر نوشته ها و سروده های انتقادی در میانه ی دوران ویکتوریا
بیشتر به رویارویی دانش و دین اشاره دارند تا به سیاست
اقتساد و یا فناوری.
به یاد بود،آفریده ی تنیسون ،همانند بسیاری از نوشته های ادبی
این دوره،برآمد درگیری های دینی دهه های پیشین است.

آیا باورهای دینی برای یک فرد خردگرا می تواند سودمند باشد؟
پاسخ بنتهام به این پرسش بسیار روشن است:
باورهای دینی،خرافه هایی است کهنه و پوسیده.
یکی از نویسندگان آزاداندیش به نام هریت مارتینو در یکی از نوشته هایش
می نویسد که:هیچ انگاره ای برای وجود یک خدا وجود ندارد
وجود یک فرمانروا برای جهان، یک بنشت(سرچشمه و منشا) برای جهان
انگاره ای که با اندیشه هایم سازگار باشد که نسبت به اهساسات من
چنان توهین آمیز نباشد که مرا از شرم سرخ نکند
و چنان گمراه کننده نباشد که مرا به گریه وادار نکند.

رهبری جنبش پاددین از سوی سودگرایان به رهبران دانشی انتقال یافت
رهبرانی همچون توماس هاکسلی که نگره های چارلز داروین را در میان
مردم رواج می داد.
گرچه بسیاری از دانشمندان انگلیسی،کسانی بودند با باورهای دینی نیرومند
ولی چنین به نگر می رسید که اثرگذاری یافته های دانشی آن ها
بنیادهای باورهایشان را ویران می نمود.
راسکین در سال ۱۸۵۱ از پوچی باورهای دینی خود گلایه می کرد و می گفت:
اگر این زمین شناسان مرا به هال خود وامی گذاشتند،می دانستم که
چه باید کرد ولی آن چکش های هولناک،سدای آن ها را در پایان هر یک از
آیه های انجیل می شنوم.
ویرانی باورهای دینی که راسکین،بدین گونه از آن می نالد
نتیجه ی دوچیز بود:
نخست،به کارگیری دیدگاه دانشی در خوانش انجیل و پژوهش
و کندو کاوی به نام انتقاد برتر که به ویژه در آلمان رواج یافت.
پژوهشگران به جای خوانش انجیل همچون یک کتاب مقدس و ختاناپذیر
آن را همچون نوشته ای تاریخی به بوته ی آزمون گذاشتند
یک نمونه از این انتقادها،خوانش های دیوید فردریش اشتراوس می باشد
که جرج الیوت در سال ۱۸۴۶ آن را با نام زندگی ایسا،ترجمه کرده است.
دومین ویران کننده ی باورهای دینی ، دیدگاه نوینی بود نسبت به
انسانیت که در یافته های زمین شناسی و ستاره شناسی.
به ویژه زمین شناسی که با واپس راندن تاریخ دیرینگی زمین
به اندازه ی میلیون ها سال،تاریخ آدمی را در بستر زمان کاهش داد.

پزشکی برجسته به نام جان تیندال در سال ۱۸۴۷ در یک سخنرانی
در بلفاست می گوید:
این ایده که زمین نه برای شش هزار سال،نه برای هشت هزار سال
نه برای شش میلیون سال بلکه برای میلیون ها سال ناگفتنی
نمایشگاه و تیاتر مرگ و زندگی بوده است
بازمانده های دوران کامبرین تا ته نشست های(رسوب های) امروزین
در ژرفای دریاها،راز کوه ها و سنگ ها را برای زمین شناسان
و کهن زیست شناسان،روشن کرده است
برگ های این کتاب سنگی،شخسیت ها را بسی روشن تر از قلم تاریخ
برای ما نقاشی کرده است(ترسیم کرده است)،تاریخی که ذهن را به
گودال روزگاران گذشته در می کشد.

یافته های ستاره شناسان نیز با گسترش آگاهی آدمی از بازه های سیاره ای
که در برگیرنده ی مسافت های بسیار بزرگی بود،جوی از شگفت زدگی
و سرگردانی را پدید آورد.
جان استرلینگ،یکی از دوستان کارلایل در نامه ای به سال ۱۸۳۷ می نویسد که:
چگونه زمین شناسی همان آگاهی گیج کننده درباره ی بازه های زمانی را
به انسان ها می دهد که ستاره شناسی درباره ی بازه های مکانی؟

برای تنیسون در سروده ای به نام ماد(۱۸۵۵)،ستارگان
پادشاهان ستمگر و بی شمار آسمان های آهنین اند
ستارگانی سرد با توان سوزاندن و از نوساختن انسان،از خاکسترش.
+
زیست شناسان در میانه های دوران ویکتوریا،انسان را تا اندازه ی
هیچ فروکاستند،ویژه نوشت داروین با نام بنیاد گونه ها
در سال ۱۸۵۹،واکنش های زیادی را برانگیخت.
شماری،فرگشت را برابر با پیشرفت می دانستند ولی
بیشتر خوانندگان دریافتند که انگاره ی انتخاب به هنجار(طبیعی) داروین
نه تنها با مفاهیم برگرفته از انجیل درباره ی آفرینش،ناسازگار است
بلکه با ارزش های دیرینه ای که همواره با نقش انسان در جهان
در پیوند بوده است نیز همخوانی ندارد.
ویژه نوشت دیگری که داروین،سپس تر ها در سال ۱۸۷۱ با نام
The descent of man
نوشت که در آن به پرسش های زیادی درباره ی همگونی
انسان و سایر جانوران،پرداخته بود.

بگومگو های باشنده بر سر دانش های فرگشتی،همانند برخوردهایی
که در مورد جنبش آکسفورد وجود داشت این نکته را پیش می نهد
که در زیر چهره ی آرام و رو به پیشرفت در میانه ی دوره ی ویکتوریا
پارادوکس ها،دوگانگی ها و آشفتگی هایی نیز وجود داشته است.
در همان سالی که در نمایشگاه بزرگ لندن برای بزرگداشت
دستاوردهای فنی و بازرگانی برگزار شده بود،چارلز کینگزلی نوشت:
زنان و مردان جوان ما در هال جدا شدن از خانواده و نیز جداشدن
از یکدیگرند و در این سرگردانی،آنانی که اندیشمندترند
یا نگر به روم دارند یا به ماده گرایی شدید و یا به روهانیت نافلسفی و ناترسایی.

بن مایه:
رویه های۲۰۲ تا ۲۰۶ از
نسک تاریخ واکاوانه ی ادبیات انگلیسی
به روایت جنگ ادبی نورتون
ترجمه از جلال ابباسی

۷-۱-۲۵۷۶ پارسی

Advertisements