می نویسم برای سینا دهقان

من همین که خبر داده شدن فرمان مرگ سینا دهقان و تایید خبرش را شنیدم
روزم خراب شد چون نمیتوانستم ببینم که می خواهند یک کسی را به دلیل
روشنگری ،افشاگری و دگراندیشی سر به نیست بکنند.
چندین پوستر در پشتیبانی از ایشان ساختم و تا آن جا که در توانم بود
به آگاهی رسانی در این زمینه پرداختم تا نگذارم که رژیم ننگین اسلامی
گمان کند که می تواند با این کنش های تروریستی اش،ترس در دل ما
آزادیبانان بیفکند،
سینا دهقان اگر چه درون سیاهچال های رژیم ننگین اسلامی
زندانی شده است ولی تنها نیست چون موجی از دین گریزی
در میان جوانان ایرانی به راه افتاده است که گریزی از آن نیست
مافیای اسلام هتا با به کارگیری همه توان و نیروهایش نیز نمی تواند
در برابر این موج بایستد.
من در زمان کشته شدن ستار بهشتی مبارز ، هنوز یک ترسو بودم
یادم می آید در توییترم ،همان زمان ها پوستری در پشتیبانی از
ستار بهشتی گذاشته بودم که از ترس رژیم ننگین اسلامی
آن را پاک کردم ولی اکنون با ترس بیگانه شده ام زیرا نمی خواهم
دیگر بیننده ی مرگ انسان های آزادی خواه نازنینی همچون ستار بهشتی باشم
سکوت دیگر بس است، ما هم اکنون باید سدای بی سدایان باشیم
وگرنه پس از مرگشان، هر چه فریاد بزنیم هیچ سودی نخواهد داشت.
تنها یک نوشته از کل نوشته هایم کافی است تا تروریسم اسلامی
فرمان مرگ من را بدهد و چون آنان در توانشان نیست که بتوانند
من آزادیبان را به دام بیندازند،دارند از شدت خشم، دندان بر هم می سایند.
گیریم که رژيم ننگین اسلامی ، سینا دهقان را توانست سر به نیست
بکند با من و ماهایی که سربرآورده ایم چه خواهد کرد؟
زمانی که نام بسیجی و سپاهی و سربازان اسلام ننگین را می شنوم
ناخودآگاه یاد آن لات ها و بی سر وپاهایی می افتم که سر خیابان ها
و کوچه ها می ایستند و همه اش پایین تنه و بالا تنه ی دختران و زنان
را دید می زنند و از رساندن هیچ آزاری نسبت به آنان کوتاهی نمی کنند.
خشم تروریست ها و سرکوبگران آزادی همیشه برای آزادیبانان مایه ی
خشنودی و شادمانی است، تروریسم اسلامی با آن همه
مزدور و شکنجه گر و تروریستی که در اختیار دارد تاب ایستادگی
در برابر پرسش ها،شکاکیت ها و انتقادهای خردگرایانه ی ما را ندارد
و اگر افزاری چون ترور و خشونت را از این ها بگیرند
این ها هتا آن هیچی هم نیستند.

یا آزادی یا مرگ
این است آرمان آزادیبانان.

۷-۱-۲۵۷۶ پارسی

Advertisements