آیه های شیتانی یا هزب شیتان؟

این که کسی به نام سلمان رشدی می آید و کتاب چالش برانگیزی
با نام آیه های اهریمنی(شیتانی) را می نویسد و دست روی
ماجرای غرانیق می گذارد،ینی این که این آدم به دنبال روشنگری است
و هیچ ترسی از این خشم و خشونت تمامیت خواهان دینی ندارد
این که او در آن زمان در پدافند از آزادی بیان دست به قلم میشود
کارش بس ستودنی است به ویژه که در آن زمان افزاری چون اینترنت
در دسترس نبوده است.
این که تمامیت خواهان دینی او را مرتد بدانند یا ندانند برای
آزادی خواهان هیچ ارزشی ندارد،خود من یکی از همین انبوه
از دین برگشتگان هستم و هیچ ترسی هم از این ندارم که
اسلامگرایان به من برچسب مرتد ، بزنند یا نزنند.
ایشان کوشیده اند و این کتاب را نوشته اند و شماری نیز
مانند من کتابش را خوانده اند،خود من تا پیش از شنیدن نام
سلمان رشدی هیچ آگاهی درباره ی ماجرای غرانیق نداشتم.
من درست زمانی با کتاب سلمان رشدی آشنا شدم و آن را خواندم
که از دین اسلام برگشته بودم و داشتم بر دانسته های خودم می افزودم.
نزدیک به دو-سه سالی از خواندن کتابش سپری شده و اگر زمانی
به دست بیاورم نگاهی گذرا به آن خواهم انداخت چرا که بازخوانی
چنین کتاب هایی نه تنها برای من خسته کننده نیست بلکه
آن چیزهایی را که در ژرفای ذهنم هستند را بیرون می کشد
و فراموش شده ها را به یادم می آورد.
یکبار در زمان نوجوانی، در مدرسه ی ما نمایشگاه
یک هفته ای کتاب برپا شده و کتابی در این نمایشگاه بود
با نام هزب شیتان و من آن زمان ها، تازه نام کتاب آیه های شیتانی
به گوشم خورده بود، یادم می آید رفته بودیم خانه ی یکی از آشنایان
دیدم که بچه ی این فامیل ما این کتاب را خریده و پرتش کرده بود
گوشه ای و من نیز در مهمانی با سدای بلند گفتم که
من می خواستم این کتاب آیه های شیتانی را بخرم
و چه خوب شد که تو آن را خریده ای و من می توانم
آن را از تو به امانت بگیرم و چون من نام این کتاب را نادرست
گفته بودم،پدرش با چهره ای برافروخته بلند شد و گفت
این کتاب را می گویی؟ گفتم آری
سپس پدرش رو به من کرد و گفت:این کتاب ،نامش هزب شیتان است
نه آیه های شیتانی،نام این کتاب را هیچ کجا نبر که پلیس ها
دستگیرت می کنند.

۲-۱-۲۵۷۶ پارسی

Advertisements