پذیرش ناآگاهانه ی باور و رفتار از سایرین در دوران رشد فکری

هر فردی در دوران رشد(از کودکی تا بلوغ فکری)،بخش زیادی از
آگاهی ها و هم چنین رفتارها و آداب و رسوم را از هازه(جامعه)می پذیرد.
که البته این گردایه در بردارنده ی نادرستی های زیادی هم هست
و این آمیزه ی درست و نادرست ،زیرساخت فکری و رفتارهای فردی
را چه دوران جوانی و چه در دوران پس از آن، ساخت می دهد
و این ختاهای نخستین، آبشاری از ختاهای پسین را پدید می آورد.
به همین دلیل،پذیرش بی چون و چرای کورکورانه و تقلیدی از هازه(جامعه)
است که بخش زیادی از شخسیت،رفتار و اندیشه ی بیشینه ی مردمان
را می سازد.
این پیروی و پذیرش، یک برتری دارد و آن این که ما مقدار بسیار زیادی
از آموخته ها را بی هیچ تلاش فردی می آموزیم و توان ادراکی و رفتاری
و شخسیت خود را بر فراز تجربه های گذشتگان پایه ریزی می کنیم
و مجبور نیستیم که همه چیز را از نو آغاز بکنیم ولی یک زیان بزرگی
که هست این می باشد که بخش زیادی از آن چه را که می پذیریم
نادرست است ولی چندان راه گریزی هم از آن نداریم چون مردم
در دوران کودکی و نوجوانی ، توان اندیشه ای بایسته برای گزینش اختیاری
را ندارند و مجبورند که تا اندازه ی زیادی یک پذیرنده ی بی چون و چرا باشند.
و دوم این که چه در دوران کودکی و چه در بزرگسالی
مقدار آگاهی ها و آداب و رسوم، آن اندازه گسترده و زیاد است که
امکان پژوهش و وارسی همه ی آن ها برای فرد ، وجود ندارد.
به همین دلیل است که هر فرد،دینی را می پذیرد که در پیرامونش
وجود دارد،یک کودک در هازه ی یهودی،یهودی میشود و در یک هازه ی
شیا(شیعه)،شیعه میشود و در یک هازه ی سننی،سننی خواهد شد
که استثنا در یک چنین موردی بسیار کمیاب و هتا نایاب است.
و به همین دلیل است که شما همان جور لباس می پوشید که
بیشتر مردم، آن جور می پوشند و همان غذایی را می خورید که در میان
مردم رواج دارد و همان گونه با دیگران در پیوند هستید که در
هازه وجود دارد.
پس به شیوه ی گریز ناپذیری ،بخش بزرگی از ختاها، به ریخت
سازمان یافته ، جزو ساختار شخسیتی،فکری و رفتارهای ما میشوند.
در این چنین موردهایی،مردم دچار پندار انتخاب،پندار اندیشه
و پندار استقلال اندیشه میشوند در هالی که آن ها نه می اندیشند
و نه انتقاد می کنند و نه برپایه ی فهمشان،انتخاب می کنند
بلکه آن ها تنها یک پذیرنده اند و بس.
آداب و رسوم رفتاری پذیرفته شده از سوی یک ملت،قوم و قبیله را
نرم می گویند.
نرمها به شدت رفتار ما را کنترل می کنند و تا زمانی که در هازه ی
خودمان هستیم،متوجه آن ها نمی شویم ولی هنگامی که به فرهنگ
دیگری وارد می شویم،به گونه ی شوک آوری،متوجه ناهمسانی باورها
و نرمها می شویم،آن گاه متوجه می شویم که بسیاری از چیزها
که برای ما بدیهی اند،از سوی فرهنگ های دیگر، مورد تردید و یا نفی هستند.
به دلیل های گوناگون،باور به نرم های هازمانی(اجتمایی)
بسیار نیرومند و پایدار است و در برابر دگرگونی به شدت
مقاوم است.
از جمله، رشد ناکافی فکری در زمان کودکی و نوجوانی و برخورد نداشتن
با نرمهای مخالف و تکرار زبانی و انجام آن نرمها در سالیان دراز.
این پایداری به اندازه ای است که افراد هتا آماده اند برای آن
از جان گذشتگی هم بکنند.
قوم ها و ملت ها به دلیل
باور،ملیت،زبان و آداب و رسوم، با همدیگر می جنگند و خون ها می ریزند
و این مایه ی افسوس است که هتا در بزرگسالی و در زمان رشد فکری نیز
بیشتر مردم،باور کورکورانه به نرمها دارند و در برابر دگرگونی این نرم ها
به هنگام رویارویی با استدلال ها و گواه های مخالف،به شدت ایستادگی
از خود نشان می دهند.

نکته:
هازه=جامعه
نرم=(norm)
پندار=توهم
گردایه=مجموعه

بن مایه:
نسک ختاهای ساختاری در اندیشه
گردآورنده=دکتر الی(Ali) نسیمی
رویه های ۹۲ و ۹۳

۳۰-۱۲-۲۵۷۵ پارسی

Advertisements