گویا برخی سیاستمداران آلمانی، دیوانه شده اند و نشانه های ابله بودن را از خود ،نشان می دهند

برخی از این سیاستمداران آلمانی هم گویا زده به کله شان تا از این پس
دست به سرکوب و سانسور بزنند و گام هایی در جهت
آسیب زدن به آزادی بیان بردارند.
ینی چه که، کسی نتواند درباره ی خرافه ها و مزخرفات دینی
چیزی بنویسد،مگر میشود تمامیت خواهی و یاوه گویی دین سالاران
را دید و لب فرو بست؟
شاید سیاستمداران آلمانی خوش خیالانه،می انگارند که با پیش
گرفتن چنین رویه ای خواهند توانست جلوی گسترش تروریسم اسلامی
را در کشورشان بگیرند،گویا این ها سده های میانی ، تاریک و ننگین اروپا
را که همین کلیسا و دین سالارها برایشان رقم زده بود را به کلی
فراموش کرده اند،این ها به آن اندازه بدبخت و کوته بین هستند
که نمیدانند این نیمچه پیشرفت های فنی و دانشی اروپا را وامدار
زمانه ی روشنگری و اندیشمندان خردگرا و دین گریزی هستند
که دین سالاران را به درون کلیساها راندند و مشت بر دهان
تمامیت خواهان دینی مستقر در کلیسا زدند.
مگر میشود این همه گند و فساد و تباهی هایی را که دین اسلام
و تروریسم اسلامی به بار آورده است را دید و هیچ نگفت
و نسبت به آن بی تفاوت ماند؟
تروریسم اسلامی با کسی شوخی ندارد،پس ما نیز نباید
با کسی شوخی داشته باشیم.
تروریسم اسلامی برای ماندگاری و پایستگی اش، می کوشد
تا دست به ویرانگری،مرگ آفرینی و تجاوز بزند،تروریسم اسلامی
راز ماندگاری اش را در همین ترور،تجاوز،کشتار و تاراج، یافته است.
با سانسور و سرکوب اندیشه های روشنگرانه،تروریسم اسلامی
آن چنان گستاخ خواهد شد که میدان را باز خواهد دید و اروپا
را سرزمینی امن برای یاوه پراکنی،مزخرف گویی
و تباه کاری های خودش خواهد یافت.
آن هنگام، اروپا و هتا خود این آلمان ارزشی
بیش از یک زمین سوخته نخواهند داشت
منی که در ایران اشغالی و اسلامزده، زندگی می کنم
بهتر از هر کسی میتوانم شدت گستاخی تروریسم اسلامی
را متوجه بشوم تا کسی که در اروپا نشسته و گمان می کند
که با مماشات کردن و رو دادن به این ها می تواند برای
خودش امنیت و آرامش بخرد.
کسانی که چنین تسمیمی می گیرند و به دنبال این هستند
که آن آزادی را که سالیان سال برای فراهم شدنش
چه رنج ها و دردهایی که کشیده نشده است را یک شبه ببازند
بی شک ابلهانی بیش نیستند، خود این ها ، انسان های آسیب زایی هستند
چون امروز با بنیادگرایان دینی که دشمن شماره ی یک آزادی اند
کنار خواهند آمد و آزادی را در تنگنا خواهند گذاشت و هتا فردا
امکان این هست که در برابرشان وابدهند و خودشان نیز با
آنان یکی شوند و پایه های آزادی را به لرزه در بیاورند.
جای بسی افسوس است که این چنین نابخردانی دارند در کشورهای
آزاد زندگی می کنند ولی تیشه را برداشته اند و دارند به ریشه ی
آزادی می زنند ولی ما در درون مرزهای کشوری اسلامزده و اشغالی
به نام ایران گرفتار شده ایم که برای رسیدن به آن آزادی هایی که
این سیاستمداران نابخرد کمترین ارزشی به آن نمیدهند،له له می زنیم
و تشنه کام و با لبانی خشکیده ،کنج زندان اسلام ننگین در بند هستیم.
نه تنها باید اسلام ننگین را به باد انتقاد گرفت بلکه باید به جنگ
مزخرفاتی از این دست رفت،اسلام ننگین و تروریسم اسلامی
یک روز خوش برایمان نگذاشته است،راه رهایی از چنگال
اسلام ننگین،رفتن به جنگ آن و سایر مزخرفاتی از این دست است
راه درمان روزگار ناخوش کنونی،ستیزی سرسختانه با تمامیت خواهان دینی
خودکامگان و زورگویان است.
بهترین جایگاهی که برای اسلام ننگین و سایر دین ها سراغ دارم
همان آشغال دانی است با دیواره هایی بسیار کلفت که گنداب
و بوی گند آن ها، هتا پس از دور انداخته شدنشان نیز تا سالیان دراز
توان نشت کردن به بیرون را نداشته باشد.

۲۵-۱۲-۲۵۷۵ پارسی

Advertisements