ما یک ملت نیستیم

ایران کنونی
یک زندان است
یک شکنجه گاه است
مانند چاهی ژرف و بی ته است که انگار
درونش افتاده باشی و راه گریزی هم از آن نداشته باشی
ایران جای ماندن نیست، در این جا باید با کسانی سر و کله زد
که فرسنگ ها و فرسنگ ها از استانداردها نه تنها دورند
بلکه در هم آمیخته شدن با آنان می تواند هتا آدم را به
دوران پیشا تاریخ بازگرداند،هرچند در زمان کنونی نیز
کشور ایران چندان دست کمی از دوران پیشا تاریخ ندارد
و همه چیزش بوی کهنگی و گندیدگی می دهد.
به ساکنان ایران نگاه نکنید که با در دست داشتن کالاهای
کشورهای دیگر به خودشان افتخار می کنند،این ها
دارند به داشته ها و دستاوردهای دیگران افتخار می کنند
و از خود،هیچ ندارند و به جای این که این را مایه ی شرمساری
و سرافکندگی خود بدانند می روند و برای کسانی که چنین روزگاری
را برایشان رقم زده اند و می زنند،دست می زنند و هورا می کشند
و گور امامان را زرین و آباد می کنند و گنبد و گلدسته هایی بلندتر
و بزرگ تر می سازند ، به راستی که اینان چه بدبخت مردمانی هستند.
هنگامی که زمان بخور بخور و پول پارو کردن است خود را جدای
از سایر مردم ایران می دانند ولی زمانی که سود و ثروت خودشان
را در ختر می بینند خودشان را با سایرین یک ملت یگانه می دانند
و از این کارشان هم شرم نمی کنند،من یکی که هیچگاه خودم را با
چنین کسانی یک ملت ندانسته ام،این که مرگ و نیستی و نداری
و گرسنگی و به خاک سیاه نشستن را سهم من و ماها بدانید
و پول و ثروت و آسایش را برای خودتان، این به خوبی نشانگر
آن است که ما نه تنها یک ملت نیستیم بلکه رو در روی هم ایستاده ایم
و آماده ی نبرد با همدیگریم.
تا زمانی که هست و بود من را نیست و نابود می خواهی
گمان نکن که برایت آرامش و آسودگی را خواستار خواهم بود.

۴-۱۲-۲۵۷۵ پارسی

Advertisements