شنودگران، چه آسان خودشان را لو میدهند

زمانی که یک تازه کار، میخواهد کسی را شنود بکند
آن چنان این کار را ناشیانه انجام می دهد که نخستین
کسی که پی به این شنود می برد، همان شنود شونده است
و این ینی شنودگر نمی تواند و یا نتوانسته است کارش
را درست انجام بدهد.
شنودی که یک تازه کار انجام می دهد بی شک دارای تداخل های
زیادی است و زمانی که یک شنودگر نمیتواند از پس این تداخل ها
بربیایید،چگونه می تواند به داده ها و دانستنی های دست اول
و ارزشمند دست پیدا بکند؟
شنودگری که در همان آغاز راه ، خودش را لو می دهد
بهتر است برود پی یک کار دیگری را بگیرد که بتواند از پس آن بربیاید.
پس شماها نیز بهتر است بروید دنبال کار خودتان
بروید کشک هایتان را بسابید،سماق بمکید و یا بروید
سراغ هر کار دیگری که دلتان می خواهد،شما برای
این کار ساخته نشده اید.
زمانی که یک شنودگر و یک جاسوس، می رود سراغ
راه های ابلهانه و پیش پا افتاده برای گردآوری داده ها
از یک فرد،این نکته روشن میشود که آن ها
آن چنان درمانده و ناتوان شده اند که تنها راه را
همین راه های ابلهانه و آزموده شده، می دانند.
شماها داوی این را دارید که همه ی کره ی زمین
مانند موم در دستانتان است پس چرا توان دستیابی
به کوچکترین دانسته و آگاهی درباره ی یک فرد
که به هیچ کس و هیچ جایی وابسته نیست را ندارید؟
بیشتر از این، نمی خواهم چیزی در این باره بنویسم.

۲۷-۱۱-۲۵۷۵ پارسی

Advertisements