نیوتون و بازیگوشی اش در یافتن بشقاب پرنده

زمانی،من با سگ شکاری زرین رنگی به نام نیوتون آشنا بودم.
سگی که همیشه،رفتار شیرین کارانه ای داشت.
هر زمان،بشقاب پرنده ای را به سوی او می انداختم
تا به دنبال آن بدود،با شوق فراوان به هوا می پرید
ولی به نگر می رسید که رد آن را گم کرده است
و یک یارد یا دو یارد دورتر از آن اسباب بازی می دوید.
نیوتون،دور تا دور خود و هتا بالای درخت ها را نگاه می کرد
به نگر می رسید که تلاشش راستین است،سرانجام وارد
کشتزار می شدم تا در این نهش دشوار،به نیوتون کمک کنم.
ولی هنوز به ده پایی اش نرسیده،نیوتون،برق آسا به سوی
آن اسباب بازی می دوید و آن را به چنگ می آورد و
دیوانه وار،آغاز به دویدن می کرد و سرش را بر می گرداند
و از روی شانه هایش به شیوه ی تردید آمیزی که هالتی
مانند ریشخند داشت،به پشت نگاه میکرد.

میشل لمرنیک(۱۹۹۳)

بن مایه:
نسک بررسی زبان
ویرایش دوم
به گردآورندگی جورج یول
برگردان از مهمود نور مهمدی

۱۲-۱۱-۲۵۷۵ پارسی

Advertisements