روزهای سیاه و سختی که برایمان رقم زده اید و می زنید

با این انقلاب ننگین اسلامی، آمدید و روزهایی سیاه و سختی را
برایمان رقم زدید، با گذشت سی و هشت سال از انقلاب ننگین و اسلامی تان
هنوز دست از سر ما برنداشته اید، من می گویم اسلام را نمی خواهم
ولی باز شما گستاخانه می خواهید اسلام را در ذهن و مغزم فرو بکنید
به راستی که شورش را در آورده اید، گستاخی هم اندازه ای دارد
نمیشود که یکه و تنها سخن بگویید و من سکوت بکنم،میشود؟
سدای من زمانی خفه میشود که دیگر وجود نداشته باشم
درست است که شمار ما ناباوران در ایران اندک است
ولی این دلیل نمیشود که در برابر یاوه هایتان سکوت بکنیم
و چیزی نگوییم،به من چه که اسلامتان در ختر است یا نیست؟
البته که باید اسلام ننگین را در ختر انداخت،این آیین تباهی
باید آسیبی سنگین به خود ببیند وگرنه به این سادگی ها
میدان را خالی نخواهد کرد.
خواه نا خواه ، خداناباورانی چون من بر شمارشان افزوده خواهد شد
و می دانم که این آغازی بر پایان شما خواهد بود
در این که اسلامگرایی در برابر خردگرایی شکست پذیر است در
آن شکی نیست ولی چه میشود کرد که تروریسم اسلامی
دست روی ماشه ، ایستاده است تا بی درنگ ناباوران به اسلام
را از میان بردارد و این ، کار را برای روشنگری و مبارزه با
دین سرتاپا خشونت اسلام،سخت تر می کند.
ما با دانش و آگاهی و قلم، به مبارزه با ساختار تمامیت خواه دین می رویم
ولی دینی چون اسلام با افزاری چون گلوله و شمشیر و بمب و شکنجه
به مبارزه با خردگرایی و روشنگری برمی خیزد.
دشمنی من با تروریسم و به ویژه تروریسم اسلامی،پایان ناپذیر است
من نمی توانم در برابر کسانی که مشتاقانه آرزوی مرگ و نیستی ام
را دارند و از هیچ تلاشی برای رسیدن به آرزویشان نیز دریغ نمی کنند
آرام و ساکت بنشینم، اگر مرگ و نیستی و سیه روزی من را خواستارید
این را بدانید که این نابخردانه خواهد بود که من برایتان نیک روزی
را خواستار باشم.
نبرد با مافیای اسلام و رژيم ننگین اسلامی،دنباله خواهد داشت
چه خوشایندتان باشد و چه نباشد.

۳-۱۱-۲۵۷۵ پارسی

Advertisements