دلم برای مادر ستار بهشتی کباب می شود

گهگاهی که یاد ستار بهشتی می افتم ، دلم برای مادر تنهایش
کباب می شود، گوهر بانو را می گویم که پسرش را همین
مزدوران رژیم ننگین اسلامی در شکنجه گاه اسلامی شان کشتند.
گوهر بانو،این که کسی نیست تا از تو یادی بکند مهم نیست
مهم این است که تو به فرزندت، به ستار بهشتی دلیرت افتخار می کنی
و این ارزشمند است.
این که ماموران رژیم ننگین اسلامی، دخترت را می ترساندند و
به او می گفتند تا دهانش را ببندد و هتا بی شرمانه و در اوج گستاخی
ماجرای ترانه موسوی را به او یاد آور می شدند، شنیدن این ها نه تنها
تکان دهنده است بلکه این رخدادها ، همگی ریشه در سکوتی دارد
که مردمان ایران دچارش شده اند که با بی تفاوتی فزاینده ای نیز گره خورده است.
این روزها ، دیگر خبری از مادر پیر ستار بهشتی نمی شنوم
این روزها او تنهاتر از همیشه است، این که این روزها او را فراموش کنیم
و از او یادی نکنیم، کاری بس زشت است، او هم اکنون بیش از هر زمان دیگری
نیاز به این دارد که سدایش شنیده شود.
گوهر بانو،تنها نیست
اگر من و ماها را فرزندان خود بداند.

۱۹-۱۰-۲۵۷۵ پارسی

Advertisements