آتش نشان شدن امام نقی در آشورای هشتاد و هشت

در آشورای سال هشتاد و هشت،غوغایی به پا بود
آزادی خواهان برانداز،خیابان ها را به اشغال خودشان درآورده بودند
و آرنگ هایی در دشمنی با رژیم ننگین اسلامی سر می دادند و
فریاد می زدند و این را به رژیم ننگین اسلامی و وفادارانش
گوشزد می کردند که:
هسین،هسین،آرنگ(شعار)
و تجاوز نیز افتخار مزدوران و دوستداران رژیم ننگین اسلامی است
و پرچم های سیاه و ننگین هسینی و اسلامی را پاره می کردند
و سپس به آتش می کشیدند.
امام نقی که از آن نزدیکی ها می گذشت با دیدن این همه دود و آتش
و غوغا،پیش رفت تا ببیند که چه خبر شده است؟
همین که نزدیک شد و سوخته و پاره شدن پرچم های سیاه رنگ
اسلامی و هسینی را دید،باران اشک از چشمان نامبارکش،باریدن گرفت.
کماکان خیابان ها در تسخیر آزادی خواهان بود،مسجدی در همان نزدیکی ها
بود که همه ی در و پنجره هایش شکسته شده و پرچم هایش به آتش کشیده
شده و دودی هم از درونش به هوا بلند شده بود.
امام نقی،شتابان به درون مسجد دوید و کپسول آتش نشانی را بیرون کشید.
امام نقی با چشمانی اشکبار و چهر ای اندوهگین به دنبال آزادی خواهان
افتاده بود و پرچم های ننگین و نامقدس به آتش کشیده شده از سوی
آنان را خاموش می کرد و از آن جایی که شمار پرچم های به آتش کشیده شده
خیلی زیاد بود، کار امام نقی اثر چندانی نداشت و کارش بیهوده بود.
از همان روز امام نقی تسمیم گرفت تا در کنار امامت،آتش نشان هم بشود
تا شاید از این پس بیشتر بتواند پرچم اسلام را از دامان آتش برهاند.

۱۷-۱۰-۲۵۷۵ پارسی