گشت و گذار یک بیخدا در شهر

من یک خداناباور هستم که در درون مرزهای ایران اشغالی زندگی می کنم
من دارم همان هوایی را تنفس می کنم که سایر ساکنان ایران آن را تنفس می کنند
دیگر مانند گذشته نیست که مافیای اسلام بتواند به آسانی دگراندیشان
را شناسایی و سپس دست به پاکسازی آنان بزند،در زمان بارندگی
نیز تا دلتان بخواهد در شهر رفت و آمد دارم،سوار اتوبوس و تاکسی می شوم
و میدانم که برپایه ی باورهای دینی تان، دارم همه جا را آلوده و نجس می کنم
و اگر این چنین باوری دارید،می خواهم بگویم که خوب کاری می کنم.
می دانم که هستی و بودن ما دگراندیشان ، مافیای اسلام را آزار می دهد
خب چه می شود کرد،شما که مالک جهان نیستید؟هستید؟
هر از چند گاهی نیز افزون بر نوشته های انتقادی،آزاد و روشنگرانه ام
نیز چند کاریکاتور از مقدسات ننگین تان می کشم تا خیال نکنید که
کسی جرات پرداختن به مقدسات ننگین تان را ندارد.
از کتاب ننگبار و تروریستی تازینامه(قرآن) هم بگویم که نزدیک به
سه بار،این ننگنامه را پاره کرده و سپس آتش زده ام.
مانند گذشته ها نیست که بتوانید مردم را در ناآگاهی کامل نگه دارید
اکنون شمار آگاهان نسبت به گذشته رو به فزونی گذاشته است
و هستند آزادی خواهانی که به ایران بدون اسلام ننگین
بیندیشند و خودشان را مرتد و کافر بنامند.

۱۵-۱۰-۲۵۷۵ پارسی