کنترل ذهن و کانون های فساد و قدرت

مافیای اسلام در ایران از این که می بیند جوانان ایرانی
سرشان ، گرم گوشی های هوشمندشان است و دارند زمان خود
را با فرستادن جوک و مسخره بازی سپری می کنند،بسی خشنود است.
رژیم ننگین اسلامی بهتر از هر کسی میداند که اگر سر مردم
با شبکه های مزخرف ماهواره ای و فیلم های بی ارزش گرم نشود
آهسته آهسته امکان دارد که به پر و بال رژیم ننگین اسلامی بپیچند
و برای همین هم از این که می بیند زمان مردم به بیهودگی
می گذرد،شادمان است و از شادی در پوست خود نمی گنجد.
نشستن پای برنامه های آیت الله بی بی سی
یا شبکه های تلویزیونی ماهواره ای که از بام تا شام یا دارند
بر چشم آدم خاک می پاشند و یا دارند بر نادان و ناآگاه نگه داشتن
مردم پای فشاری می کنند،هیچ نتیجه ای به جز این ندارد که
پایه های نگهدارنده ی کانون های فساد و قدرت ، بیش از پیش
استوارتر ، سخت تر و سفت تر خواهد شد.
این که ذهن ها، سرگرم پایین تنه و آمیزش جنسی بشود
یکی از شیوه های بسیار اثرگذار است ، چرا که به این شیوه
بهتر میتوان جوانان را کنترل کرد،چون که اگر ذهن مردم
از آغاز روز تا پایان روز سرگرم این جور چیزها شد دیگر هیچ
امیدی نمیتوان نه به اکنون و نه به آینده ی آن هازه(جامعه) داشت
آن هنگام است که به جای انسان های خردمند با انبوهی از
لشگریان آلت به دست روبرو خواهیم شد که تنها هدفشان
در زندگی شهوترانی و پرداختن به کارهای پایین تنه است.
این که چه بپوشیم و یا چه می پوشند و چه باید بپوشیم نیز
بسیار بی ارزش و بی اهمیت است به جای این کارها
از خودمان بپرسیم
که چرا باید این جور باشد چرا جور دیگری نباید باشد؟
چرا باید به همان شیوه ای زندگی کرد که گذشتگان زندگی می کردند
و یا چرا نباید جور دیگری زیست؟
پرسشگر شویم و در خودمان نیروی شک را تقویت بکنیم
این که به تاریک ترین بخش های ذهن سرک بکشیم و ببینیم
آن جا چه خبر است لذتی دارد که در هیچ چیزی نیست.
پرداختن به کارهایی که همگان آن کارها را انجام می دهند
که هنر نیست.
پرداختن به کارهایی که دیگران کمتر به سراغ
آن کارها میروند چون همیشه ترس از ناشناخته ها دارند
و یا می ترسند که از سوی بیشینه ی مردم،رانده شوند
چون ناهمرنگ با دیگران خواهند شد، هنر راستین است.
نگذاریم که کنترل ذهنمان را به دست بگیرند
زمانی که کنترل ذهنمان را از دست بدهیم
دیگر سخن گفتن از اراده،اختیار،خودآگاهی ،دانستگی
فهم،خردمندی و همه ی این ها کاری بس بیهوده خواهد بود
چون دیگر کنترلی بر ذهن و مغزمان نخواهیم داشت تا بتوانیم
آزادانه بیندیشیم.
از این که هنوز کنترل ذهن و اندیشه ام را از دست نداده ام
شادمانم ولی از این که می بینم تلاش های زیادی میشود تا
این که آزاداندیشان و آزادیبانانی چون من ، ذهنشان به کنترل
کانون های فساد و قدرت دربیاید،رنجیده می شوم و خشم
من را فرا می گیرد البته باید تا اندازه ای نیز خشم را در خودم
مهار بکنم چون می تواند در اندیشه و کارکرد ذهن ، اختلال زیادی پدید بیاورد.

۲۴-۹-۲۵۷۵ پارسی

Advertisements