تک افتاده در جایی بودم که جهان،یک دیوانه بود

گناه من چه بود
که تک افتاده در جایی بودم که
جهان، یک دیوانه بود

همه جایش،از بالا به پایین
همه اش،یک ویرانه بود

برای گریز از این جهان دیوانه
من،چه اندازه که ندویده بودم
ولی،دست آخر
مرا هیچ راه گریزی نبود

۱۹-۹-۲۵۷۵ پارسی

Advertisements