دلم برای دیدن این دخترک جیغ جیغو ، خیلی تنگ میشود

از دست دادن کسی که همیشه همراه آدم بوده،بسیار سخت است
به ویژه که اگر آن همراه همیشگی، یک اردک سیاه رنگ و کوچلو باشد
همین پریروز ، اردک سیاه کوچلویی که مدتی بود بیمار شده و توان
راه رفتن را نیز تا اندازه ای از دست داده بود،از میان ما رفت
و زندگی اش پایان یافت.
بارها، این اردک سیاه کوچلو که شبیه به سگ آبی بود از مرگ هتمی
رهایی یافته بود ولی گویا این بار توان رهیدن از مرگ را نداشت
سخت است روبرو شدن با پیکر بی جان کسی که او را
بسیار دوست می داشتی.
دلم برای دیدن این دخترک جیغ جیغو ، خیلی تنگ میشود
اندیشیدن به این که دیگر سدایش را هرگز نخواهم شنید
و روی زیبایش را نخواهم دید،برایم بسیار سنگین است.
مگر میشود سه-چهار سال همراهی ات را فراموش کرد
تو را در باغچه ی خانه،به خاک سپردم تا پیکر بی جانت
در کنارمان باشد و یادت برای همیشه در ذهنمان بماند.

یادت برای همیشه در مغز و ذهن ام زنده خواهد بود
هرچند اگر خودت، دیگر نیستی.
فرتورها و فیلم هایت را گهگاهی نگاه خواهم کرد
تا زمان های خوشی و ناخوشی ات را به یاد بیاورم
روزهایی را که با هم بودیم و در کنار هم.
ولی هرگز خودم را نخواهم بخشید چون پیش آمده بود که
سهل انگاری و کوتاهی ها و کم توجهی هایی از من سر زده باشد.

بدرود اردک سیاه کوچلوی من
بدرود سگ آبی من
بدرود دخترک جیغ جیغوی من
بدرود ای دخترک لنگان لنگان من

۱۱-۹-۲۵۷۵ پارسی

Advertisements