نوشته هایم را دهن کجی به ساختار موجود در ایران می دانم

نه این که دلم نخواهد وبلاگ نویسی بکنم
وبلاگ نویسی در این دو-سه ساله برای من به مانند
یک کار روزمره شده است که باید آن را انجام بدهم.
نوشتن ، درست مانند آن است که یک اثری،یک چیزی
از خودمان بر جای بگذاریم و با آن شناخته شویم.
در این چند روز گذشته ، درست است که نوشته های کمتری
نوشته ام ولی با این همه، هنوز دست از نوشتن برنداشته ام.
در این چند روز گذشته ،کوشش من بر این بود که مقدسات دینی
را به چالش بکشم که در این زمینه کامیاب بوده ام.
آمار بینندگان وبلاگ ، دچار افت و خیزهای فراوانی است
که این آمار برای من، گاهی امیدوار کننده و گاهی هم نا امید کننده است.
نوشته های زیادی آماده کرده ام که آن ها را در روزهای
آینده ، انتشار خواهم داد و مانده ام که کدامین آن ها را
پیش از دیگری انتشار بدهم.
خستگی ناپذیری در نوشتن و آگاهی رسانی
ویژگی برجسته ی من است و می خواهم این ویژگی ام
را برجسته تر از پیش بکنم.
نوشته هایم را دهن کجی به ساختار موجود در ایران می دانم
ساختاری که چیزی به جز سرکوب و سانسور در کارنامه اش ندارد.
این که می گویند وبلاگ نویسی هیچ اثری ندارد
همه اش سخنان کسانی است که می خواهند وبلاگ نویسان
را دلسرد بکنند و آن ها را به سوی ناامیدی کامل بکشانند.
هر چند در میان ایرانیان کسی را نمی شناسم که پیوسته
و خستگی ناپذیر ، وبلاگ نویسی بکند.
بارها شده است که ناامیدتر از پیش شده باشم ولی هیچ گاه
به ناامیدی کامل نرسیده ام.
این زنده نگه داشتن امید و امیدوار بودن ،بزرگ ترین نیروی
پیشبرنده است.
من با همین وبلاگ کوچک است که به مبارزه با تمامیت خواهان
دینی برخاسته ام، وبلاگی مانند وبلاگ من، یک روزنه ی امید است
برای کسانی که در تلاش برای رسیدن به آینده ای بهترند
و از آن جایی که ساختار موجود در ایران
دوستدار آینده ای بدتر و تیره برای جویندگان آزادی می باشد
بخش بزرگی از تلاش هایش را گذاشته است برای خفه کردن
و پاکسازی فیزیکی آزادی خواهان.
من به این آسانی ها وارد میدان نشده ام که به این آسانی
و به این زودی ها بخواهم میدان نبرد را ترک بکنم.
هنوز هستم و خواهم بود.

۲۳-۷-۲۵۷۵ پارسی

Advertisements