چرا در روز آشورا،از آسمان، گلابی نبارید؟

آشورا،رخدادی تاریخی است که در بیش از هزار و اندی سال پیش
روی داده است.
این رخداد،هتا گاه پا را فراتر گذاشته و قالبی افسانه ای نیز
به خودش گرفته است.
می گویند در روز آشورا،آسمان ،خون می گریست
این چنین افسانه ای را تنها کسی می تواند باور کند
که از خرد و آگاهی،تهی باشد و یا این که خودش را
به آن راه زده باشد.
این الله پندارین که نماینده ی خودش،هسین را
در روز آشورا تنها گذاشته بود،به جای این که چشم به راه
مرگ و کشته شدن هسین باشد تا از آسمان،خون بباراند
می توانست از آسمان،گلابی آبدار بباراند تا هسین و یارانش
چند گلابی شیرین و آبدار،نوش جان بکنند.
الله که این همه توانا و نیرومند است پس چرا توان بارانیدن
گلابی بر دشت کربلا را نداشت؟
راستی،گروه خونی آن باران خونی که از آسمان می بارید
چه بود و از کجا سرچشمه می گرفت؟
نکند الله،خون دماغ شده بود و یا این که این خون ها
نتیجه ی اشک های خونبار فرشتگان اسیر دربار الله بوده است؟

نکته:
یادم می آید،پنج یا شش سال پیش،از مغازه ای گلابی های
درشت و آبداری را خریداری کرده بودم که بسیار خوشمزه
بودند ، در کل زندگی ام چنین میوه ها ی خوشمزه ای
نخورده بودم،آن چنان که پس از گذشت این همه مدت
هنوز هم مزه ی آن ها به یادم مانده است.

۱۸-۷-۲۵۷۵ پارسی

Advertisements