شاید هم این روند کاری دینداران و خداباوران است

بد جوری این باورهای دینی در ذهن و مغز مردم رسوب کرده است
شک کردن برای آنان،گناهی نابخشودنی به شمار می آید
آنان خیلی زود به یقین می رسند ولی از شک کردن گریزانند.
شک نمی کنند ولی به یقین می رسند.
شک کردن و پرسیدن در کنار یکدیگرند،مگر می شود پرسید
و شک نکرد و یا شک کرد و نپرسید؟
از یک فرد دیندار می پرسم،آیا تا کنون به وجود خداوند نیز
شک کرده ای؟
می گوید که نه.
می گوید که: من به یقین رسیده ام.
می گویم چگونه؟
مگر می شود بدون شک کردن و پرسیدن
به دنبال پاسخ گشت؟
زمانی که پرسشی نباشد،پاسخی نیز نخواهد بود.
شاید هم این روند کاری دینداران و خداباوران است
بی آن که پرسشی داشته باشند،به دنبال پاسخ می گردند
گویی که این ها،شک کردن را مرزی سرخ برای خودشان
می دانند که نباید هتا نزدیکش رفت.

۵-۷-۲۵۷۵ پارسی

Advertisements