کشوری به نام کردستان در خاورمیانه

دگرگونی های کنونی و گذشته در خاورمیانه،نشان دهنده ی
آن است که اراده ای برای ساخت کشوری کردی وجود دارد
و البته خود کردها نیز خواهان ساخت یافتن کشوری برای
خودشان هستند و در این میان ، رژیم اسلامی و دولت ترکیه
دشمن سر سخت برپایی کشوری برای کردها می باشند.
من، ساخته شدن کشوری برای کردها و این که کشوری
به نام کردستان در خاورمیانه پدیدار شود را خوب ارزیابی می کنم
چون چنین رخدادی،می تواند دگرگونی های ریشه ای در خاورمیانه
پدید آورد و کار را برای تمامیت خواهی رژیم اسلامی،دولت ترکیه
و هتا کشورهای اسلامی-اربی سخت تر بکند.
این که چه در آینده رخ خواهد داد را نمی توان به درستی
پیش بینی کرد ولی هر چه که باشد،ایده ی ساخته شدن کشور
کردستان از پشتوانه و پتانسیل بالایی برخوردار است و نمی توان
این را نادیده گرفت.

۱۰-۶-۲۵۷۵ پارسی

Advertisements

من هنوز می خندم و لبخند بر چهره دارم

رژیم اسلامی می خواهد من را در تنگنا بگذارد
و با بستن راه های تنفسی ، خفه ام بکند
شاید زندگی کردن برای من بسیار سخت و تنگناها
نیز شدید تر شده باشد ولی من هنوز هم کم نیاورده ام
چون خودم را آدم روزهای سخت می دانم و همیشه
با سختی ها و دشواری های زیادی دست و پنجه نرم کرده ام.
با این که خوشی ها، بسیار دور از دسترس من هستند
ولی من هنوز می خندم و لبخند بر چهره دارم
این شما هستید که از خنده ی من ناخشنودید
پیشنهاد من به شما این است که چک های سپیدتان
را در جیب خودتان بگذارید،چون این افزار نیز برای
رسیدن شما به هدفتان کارساز نبوده است و نخواهد بود.
آیا فکر نمی کنید که مانور خودروهای گران بها و لوکس
از سوی شما، کاری نابخردانه و ابلهانه باشد؟
نمی دانم تا چه اندازه خشم شما را فراگرفته است
ولی دانستن این که هنوز می شود خواب نازتان را
آشفت،سخت من را وسوسه می کند تا بیایم و گام
بر خواب نازتان بگذارم و آن را به هم بزنم.
این همه هزینه کردید ولی نتیجه ی آن چه بود؟
چه چیزی را توانستید به دانسته های پیشینتان
که چیزی به جز نادانسته ها نبود،بیفزایید؟
این را هم بگویم که دام هایتان را بسیار ناشیانه
برای شکار پهن می کنید،یهو پای خودتان در این
دام ها گیر نکند و مایه ی دردسرتان بشود؟

۱۰-۶-۲۵۷۵ پارسی

روزنه ای در یک اتاق تاریک

چند روزی می شود که به وبلاگم،سری نزده بودم
نه این که از وبلاگنویسی خسته شده باشم،بلکه خستگی
بیش از اندازه به دنبال کار زیاد و نبود زمان کافی
من را از وبلاگ نویسی جدا ساخته بود.
این که در این چند روز گذشته،چیزی نمی نوشتم
من را سخت آزار می داد ولی در این روزهای واپسین هفته
زمان آزاد بیشتری را برای نوشتن خواهم داشت.
من کاری به این ندارم که دیگران چه دیدی نسبت به وبلاگ نویسی
دارند،این که می گویند وبلاگ نویسی کار بیهوده ای است را نمی توانم
بپذیرم،چون اگر وبلاگ نویسی کار بیهوده ای بود،رژیم ننگین اسلامی
هیچگاه نمی کوشید آزادنویسان(وبلاگ نویسان آزاد) را ردیابی
دستگیر،زندانی،شکنجه و سر به نیست بکند.
همین که رژیم ننگین اسلامی چندین بار در تلاش برای هک کردن
ایمیل و وبلاگ من بوده،نشانگر آن است که وبلاگ نویسی کسانی
چون من،برایشان بسیار هزینه زا است.
من این وبلاگ را چونان روزنه ای در یک اتاق تاریک می دانم
که از آن، باریکه ی نوری به درون راه می یابد و یا از آن بیرون می تابد.

۱۰-۶-۲۵۷۵ پارسی

یاشار سلتانی و افشاگری اش درباره ی شورای شهر تهران

باید به یاشار سلتانی درود فرستاد و سپاسگزار او شد
که گزارشی از واگذاری ها و دزدی های انجام شده
در شورای شهر تهران را منتشر کرده است.
کار این خبرنگار(یاشار سلتانی) در افشای تاراجگری ها
و دزدی های انجام شده، بسیار ستودنی است
و در زمان کنونی ، ما نباید او را تنها بگذاریم
او کار بزرگی انجام داده است،کاری که هر کسی
جرات انجام دادنش را ندارد.
پس از شش روزی که از وبلاگنویسی به دور بوده ام
نخستین نوشته در وبلاگم را در ستایش کار بزرگ این
خبرنگار انتشار می دهم.
اکنون چون افشاگری این خبرنگار ،رژیم ننگین اسلامی
را خشمگین ساخته است ،می کوشند تا او را به بیدادگاه اسلامی
بکشانند و او را به جرم افشاگری، تنبیه بکنند.
البته باید این نکته را بیفزایم که در رژیم ننگین اسلامی
شمار دزدان و تاراجگران یکی و دو تا نیست،آن اندازه
شمارشان زیاد می باشد که از شمار بیرون است.
این که در گوشه ای خاموش بنشینیم و با بی تفاوتی به
هر رخدادی بنگریم و تنها یک بیننده باشیم
نمی تواند کار چندان درستی باشد.
در هر جایی و هر زمانی که یک کار درستی انجام شد
باید آن را ستود و هر کار زشت و ناپسندی هم که رخ داد
باید آن را نکوهید.

نکته:
سلتانی=سلطانی

۱۰-۶-۲۵۷۵ پارسی