سرکوب روزنامه ها و چاپاک ،به فرمان ناپلون بناپارت

یکی از نخستین نگرانی های بناپارت،پس از کودتا
رام کردن چاپاک(مطبوعات) بود،فرمان بیست و هفتم
نیووز سال هشتم(هفدهم ژانویه ی ۱۸۰۰) این نتیجه را به دنبال
داشت که در پاریس،تنها سیزده روزنامه انتشار یابد و داشتن
پروانه ی پیشین نیز لازم شود.
این فرمان در زیر می آید:
کنسول های جمهوری در نگر داشته باشند که شماری از این
روزنامه ها در استان سن،افزار دست دشمنان جمهوری هستند
دولت،به ویژه از سوی مردم فرانسه ماموریت دارد تا از امنیت
آنان نگهبانی کند و افته های(موردهای) زیر را برای تنزیم
کارهای چاپاک(مطبوعات) به کار ببندد:
ماده ی یک:بستن ۶۰ روزنامه
…..
ماده ی سه:
قدغن شدن انتشار روزنامه های تازه
ماده ی پنج: همه ی روزنامه هایی که ویژه نوشت هایی
پاد قراردادهای هازمانی(اجتمایی)،دولت و شکوه و توانمندی های
نیروهای رزمی منشتر بکنند و یا پاد دولت ها و ملت های دوست
و هم پیمان جمهوری ،دشنام و ناسزا به چاپ برسانند،بی درنگ بسته خواهند شد…

پاکسازی در استان ها،بسیار گسترده بود و از آن پس
چاپاک(مطبوعات)، رام تر شدند.

ناپلون بناپارت درک روشنی از ارزش و اهمیت چاپاک داشت
و پیوسته آن ها را می خواند و همواره سانسورگران را به شوند
کوتاهی در کارشان توبیخ می کرد و از قانون های پذیرفته شده
سود می جست.
هتا کمترین انتقاد،ناپلون بناپارت را به دیوانگی می کشاند
آن چنان که فرمان سرکوب هرچه بیش تر روزنامه ها را می دهد:
… روزنامه ها را کمی بیش تر سرکوب کنید،وادارشان کنید
که ویژه نوشت های خوب بنویسند،به سردبیر ژورنال د دبا
و پوبلی سیست بفهمانید که سرانجام روزی فراخواهد رسید
که آن ها دیگر سودمند نخواهند بود،آن ها را همراه با روزنامه های
دیگر خواهم بست و تنها یک روزنامه را باز خواهم گذاشت….
زمان انقلاب به سر آمده و تنها یک باهماد(هزب) در فرانسه
باقی است.
نخواهم گذاشت که روزنامه ها به زیان من چیزی بنویسند
(نامه به فوشه،آوریل ۱۸۰۵)

ناپلون بناپارت ، سدای مخالفان را در گلو خفه کرد و کوشید
تا از توان روزنامه ها در جهت سود خودش ، چه در فرانسه و
چه در خارج،بهره برداری کند:
هر باری که به خبر ناگواری درباره ی دولت برخورد کردید
تا زمانی که به درستی آن استوان نیستید(اتمینان ندارید)
نباید چنین خبری را منتشر کنید و نباید بازگو شود
زیرا همه ی مردم از آن آگاه می شوند.
(نامه به فیووه در سال ۱۸۰۷)

بن مایه:
نسک تاریخ چاپاک جهان
نوشته ی
پی یر آلبر و فرناند ترو
ترجمه ی هوشنگ فرخجسته
رویه های شماره ۴۸-۴۹-۵۰

نکته:
چاپاک = مطبوعات

۹-۵-۲۵۷۵ پارسی

من آن را روزنامه ای بی فایده می نامم

بومارشه،نویسنده ی فرانسوی(۱۷۹۹-۱۷۳۲)
سیستم سانسور خرده گیر را در روزنامه ی ماریاژ دو فیگارو
این چنین به باد انتقاد می گیرد:
به شرت این که در نوشته هایم از بزرگان امور
دین و آیین،سیاست،بلند پایگان‌دولتی،کسانی که دارای نفوذند
اپرا،نمایش ها و کسانی که در پیوند با زورمندان اند،سخنی نگویم
آن هنگام می توانم آزادانه و بدون بازپرسی شدن از سوی دو یا سه
سانسورگر،هر نوشته ای را چاپ بکنم.
برای بهره گیری از بسیاری از آزادی های ریز،تسمیم گرفته ام
با این باور که هیچ کسی را خرد نکنم،روزنامه ای ادواری منتشر بکنم.
من،آن را روزنامه ای بی فایده می نامم،شگفتا!
در برابر خویش، هزاران آدم بدبخت آسمان جل را می بینم
که بر من شوریده اند
نابودم می کنند و دوباره بیکار می شوم.

بن مایه:
نسک تاریخ چاپاک جهان
نوشته ی
پی یر آلبر و فرناند ترو
ترجمه ی هوشنگ فرخجسته
پانوشت در رویه های ۳۰ و ۳۱

نکته:
چاپاک=مطبوعات

۹-۵-۲۵۷۵ پارسی

الیزابت کدی استنتون و پشتیبانی او از لغو برده داری و برابری جنسیتی

الیزابت استینتون(۱۹۰۲-۱۸۱۵)،یک بی خدا بود و از لغو برده داری و
دادیک(حقوق)زنان و برابری جنسیتی پشتیبانی می نمود.
او همیشه با پای فشاری،بسیاری از دشمنان خودش را به خشم و لرزه می انداخت
چون همیشه با آوای بلند می گفت که نسک های آسمانی و دینی ،بزرگ ترین
سد راه آزادی و پیشرفت زنان است.

بن مایه:
از نسک بی خدایی برای تازه کارها،نوشته ی
دکتر دیل مک گاون

۹-۵-۲۵۷۵ پارسی

زمانی که شهرهای بزرگ در کنار رودخانه ها ساخته می شدند

گویا دیوید مایلز در نیمه شبی ، داشته گاهنامه ای را می خوانده که
چشمش به نوشته ای برخورد کرده است که نوشته بود:
کمابیش در کنار بیش تر شهرهای بزرگ آمریکا
رودخانه ای روان است.
مایلز، نخست در شگفت می شود و پس از اندک زمانی می بیند که
این رودخانه ها نیستند که در نزدیکی شهرهای بزرگ آمریکا روان
هستند بلکه این شهرهای بزرگ هستند که در کنار رودخانه ها
ساخته شده اند.

بن مایه:نسک جهان بی خدا،نوشته ی دیوید مایلز

۹-۵-۲۵۷۵ پارسی