چه فیلم هایی با درونمایه ی خداناباورانه و سکولار ساخته شده است؟

در زیر نام شماری از چنین فیلم هایی که کاربران تارنمای ردیت
به آن ها اشاره کرده اند را می آورم.

دگم
زندگی برایان
آفرینش دروغ
توفان را به ارث می برند یا توفان به ارث ببرید
جادوگر شهر از(jaadugare shahre oz)
ناباوران(کافران)
پیشتازان فزا(پیشتازان کیهان)
تماس-کارل ساگان
رستگاری در شاوشنگ
سیاره ی ایپ ها
آگورا
خدا در دادگاه

بن مایه:
در این نوشته از نشانی زیر کمک گرفته شده است.
reddit.com/user/blerrycat

۱۰-۲-۲۵۷۵ پارسی

Advertisements

آیا مهمد و ایسا با خدا سخن گفته اند؟

در تارنمای ردیت،کاربری با شناسه ی
happle-thauf
لینکی از تارنمای ایمگور
imgur.com
را گذاشته بود که نشان می داد در کشور دانمارک روی
اتوبوس شهری ، یک آگهی چسبانده اند که روی آن نوشته
شده است که آیا مهمد و ایسا با خدا سخن گفته اند؟
یک جمله ی دیگر نیز روی اتوبوس نوشته بود که
نتوانستم آن را درست ترجمه بکنم.
ولی گویا نوشته شده بود
که چرا دین، پول هزینه می کند؟

من مترجم نیستم و برای همین هم نتوانستم جمله ی
دوم را به درستی ترجمه بکنم.
و خواستم بگویم ، اگر جمله ی دوم را نادرست ترجمه کرده ام
امیدوارم پوزشم را پذیرا باشید.

۱۰-۲-۲۵۷۵ پارسی

در نبود اندیشگران،کره ی زمین جای خوبی برای زیستن نبود

اگر قرار بر این باشد که یاد انسان های بزرگ را گرامی بداریم
چه کسانی شایسته تر و زیبنده تر از بزرگانی چون

ماری کوری
چارلز داروین
آلبرت اینشتین
کریستوفر هیچنز
آیزاک نیوتون
استفان هاوکینگ
نیکولا تسلا
و……

در نبود این دانشمندان و اندیشگران، گمان نکنم که کره ی
زمین جای خوبی برای زیستن بود.
اگر زمانه ی روشنگری آغاز نشده بود،اکنون در میان نادانسته های
فراوانی که از سوی ساختار دین پرستیده می شد،گرفتار بودیم.
اکنون به یاری دانش،تجربه و خردگرایی در جایگاهی ایستاده ایم
که پیشینیان هرگز آن را در خواب و رویاهایشان نیز نمی دیدند.
ما در برشی از تاریخ هستیم که گرایش ها و کوشش های زیادی
وجود دارد تا ما را به دوران تاریک تاریخ بازگرداند ولی ما این
اجازه را به آنان نخواهیم داد.

۱۰-۲-۲۵۷۵ پارسی

نگاه ژرف تر من به پیرامونم

گرفتاریم در میان انبوهی از کسانی که برای چیزهایی پوچ
در تلاش اند،زمانی که می بینم از کودکی به ما می آموزند
که پزشک شویم تا با له کردن دیگران و با گروگان گرفتن
سلامتی و جان بیماران برای خودمان کاخ بسازیم،دردم می گیرد.
زمانی که می بینم به دروغ نام عشق را بر روی شهوت
و پایین تنه پرستی می گذارند و سده هاست که این ها
به هنجار و هتا به خواسته هایی مقدس تبدیل شده است
و هنوز هم این روند پیوستگی دارد،دردم می گیرد.
من هتا با آن کودکان سیاه آفریقایی که پوستشان به تنشان
چسبیده است،همدردم،چرا که تجربه ی زندگی فقیرانه ای
همتراز با آنان را در دوره ای از زندگی ام داشته ام.
خنده های دروغین،مهرورزی های دروغین و نمادین
آدمیان را بهتر از هر کسی می شناسم.
زیستن من در تنگدستی و نداری و بودن من در خانواده ای
که دروغ گفتن و دورویی را بلد نبود،زمینه ای شد تا نسبت
به دیگران نگاه ژرف تری به پیرامونم داشته باشم.
من با دوگانگی جدی در زندگی ام روبرو بودم
و آن این بود،بودن در کنار پدری ساده و سکولار ولی باورمند به اسلام.

۱۰-۲-۲۵۷۵ پارسی