همه اش زیر سر کتاب مقدس بود

سر کوچه ی ما چوبه ی دار به پا بود
شاخه گل سرخی،بر سر دار،پژمرده بود
سراغ ریسمان چوبه ی دار را که می گرفتی
می رسیدی به مسجد آن سوی خیابان

توی قفسه هایش پر از شیشه های اسید بود
زیر زمین مسجد پر از افزار شکنجه و داغ و درفش بود
زیر زمین مسجد پر از پژواک شکنجه و تجاوز بود

آری همه چیز زیر سر کتاب مقدس بود
هرچه تباهکاری،هرچه سرکوب، هر چه شکنجه
و هرچه ویرانگری بود
همه اش زیر سر کتاب مقدس بود

۱۸-۹-۲۵۷۴ پارسی

Advertisements