همراه و در کنار مردم فرانسه

1

همین چند روز پیش بود که داشتم به کشور فرانسه
می اندیشیدم و از خودم می پرسیدم که چه می شد
که در فرانسه زندگی می کردیم و مزه ی آزادی را
می چشیدیم؟
هتا در اندیشه ی این بودم که کاش می شد راهی می یافتم
برای گرفتن پناهندگی در کشور فرانسه.

ما که در کشور ایران در بند هستیم و داریم در این
کشور ویران به سختی زندگی می گذرانیم و اندک اندک
می پوسیم و می گندیم،آیا ایرانی این چنین ،جایگاه ماست؟
شاید که ما در زمانی نادرست و در جایی اشتباه
زاده شده ایم،سخت است که دلت برای آزادی
بتپد ولی درون زندانی باشی که پهناوری آن به
اندازه ی کشوری چون ایران باشد.

شاید باورتان نشود،ولی تنها پس از گذشت
پنج یا شش سات(ساعت) از رویا پردازی من
درباره ی کشور فرانسه بود که در خبرگزاری ها
خبر رخدادهای تروریستی در پاریس و کشته
و زخمی شدن شمار زیادی از شهروندان فرانسوی
انتشار یافت.

آری اسلام گرایان در فرانسه،با فریاد
الله اکبر ،مردم را به رگبار بستند و با
همان فریاد الله اکبر ،بمب های کمری خود را منفجر کردند.

آدم گاه گمان می کند، هستند کسانی ناپیدا
و نادیدنی که آدم را می پایند و می خواهند هتا آرزوهایش را نیز بکشند.

۲۵-۸-۲۵۷۴ پارسی

Advertisements