وبلاگ ها هنوز زنده اند و دارند نفس می کشند

چند روزی می شد که تارنگارم را به روز نکرده بودم
نوشته های زیادی داشتم که آن ها را روی کاغذ آورده ام
شمار نوشته ها زیاد است و همگی شان در نوبت افزوده شدن
به تارنگارم می باشند،من در نوشتن هیچ گاه کم نگذاشته ام
و هرگاه زمانی دست بدهد ،نوشته ای را انتشار می دهم.
می شنویم که شماری می گویند: تارنگارها و وبلاگ نویسی
به پایان راهشان رسیده اند و یا وبلاگ نویسی افت کرده و به
سراشیبی افتاده است،همین که کسانی پیدا می شوند که
وبلاگ نویس اند این خود نشانگر زنده بودن وبلاگ نویسی است.
ما هستیم و می نویسیم و شاید بازدید کننده ی چندانی هم نداشته
باشیم ولی هنوز زنده ایم و پویا.
تارنگار(وبلاگ)،درست مانند یک شناسنامه برای نویسنده ی
آن است، من می اندیشم و می نویسم،پس هستم.
نوشتن را بسیار دوست دارم ،نوشتن یکی از کارهای بزرگی بود
که انسان برای ثبت اندیشه هایش ساخت و هنوز هم بیش ترین
کاربرد را دارد.
البته نوشتن با مداد،قلم و کاغذ مزه ی دیگری دارد،البته من کمتر
روزی را در زندگی ام به یاد دارم که بی قلم و کاغذ سپری کرده
باشم،بوی کاغذ قلم خورده چیز دیگری است،همیشه یک قلم و
کاغذ در دسترسم می گذارم،گویی اگر ننویسم چیزی را در
زندگی ام گم کرده ام.

۱۴-۷-۲۵۷۴ پارسی

Advertisements