پارادوکس ها و دوگانگی های یک جوان ایرانی و امام نقی،یادآوری امام نقی به شیعیان

مدتی بود که جوانی در نزدیکی خانه ی امام نقی
خانه ای گرفته و در آن جا ساکن شده بود.
بر گردن این جوان نگاره ی فروهر بود ولی خودش را
نوکر و بنده و برده ی امامان می دانست،از گرانی
و تورم گله مند بود ولی خمس و سهم امام می پرداخت.
آهنگ راک گوش می داد،در پارتی ها از شب تا به پگاه
پای میز پوکر بود ولی هر از گاهی هوای جمکران می کرد
و رهسپار آن جا می شد تا نذرش را ادا کند.
به سران هکومت سامرا دشنام می داد و بد وبیراه می گفت
ولی می گفت:امام نقی فرق دارد،یا نقی،میر نقی.
در سخنرانی های امام نقی ،آن جلوتر ها می نشست.
چهرک(آواتار)فیس بوک اش در ستایش امامان بود ولی
برگه های دانشی،خردگرایانه وروشنگرانه را لایک می کرد.
همه ی مردم شهر از این دوگانگی و پارادوکس هایی
که در این جوان گردآمده بود،انگشت به دهان بودند.
روزی امام نقی در راه مسجد،آن جوان را دید،خوشه
انگوری به او داد و پرسید:
ای جوان،به نگر می رسد شما از سرزمین ایران باشید؟
آن جوان پاسخ داد:از کجا فهمیدید؟
امام نقی پوز خندی زد و فرمود:به خدا سوگند فاز شما
از فاز معراج رفتن نیایم(پیامبر)بالاتر و فزایی تر است.

بن مایه:برگه ی فیس بوکی ارتشبد نقی

۲۱-۴-۲۵۷۴ پارسی

Advertisements