چهارشنبه سوری،جشن باشکوه ایرانیان

چهارشنبه سوری از آن جشن های ریشه دارایرانی است که
هیچ کس نتوانسته آن را از فرهنگ وتاریخ ایرانیان بزداید
ایرانیان ،هرساله در این روز با برافروختن آتش به جشن و
پایکوبی می پردازند تا نشان دهند که شاید آتش اتشکده ی ایران
کم نور شده باشد ولی هرگزخاموش نمی شود
چهارشنبه سوری ، جشنی شادی آور ، شور انگیز و زداینده ی
اندوه از دل هاستو نشانگر آن است که اندوه و سوگواری
در فرهنگ ما ایرانیان جایگاهی نداشته و ندارد
چهارشنبه سوری از آن جشن هایی است که دشمنانی هم دارد
آن چنان که ایران ستیزان تنها باشنیدن نام چهارشنبه سوری
آشفته و پریشان می شوندو در دل آرزوی نابودی اش را دارند
هرچند بسیاری از این ایران ستیزان آرزویشان را به گور برده اند
و همچنان چهارشنبه سوری است که پابرجاست
همه ی ما از کودکی به یاد داریم که همگان در این روز
چهارشنبه سوری را جشن می گرفتند و اکنون باشکوه تر از
گذشته هم برگزار می شود ،آن هم با این همه افزار آتش بازی
پس این یعنی آن که آیین های ایرانی آن چنان ریشه دارند
که نمی توان آن ها را به این آسانی ها، به نابودی و فراموشی کشاند
چهارشنبه سوری جشن پیروزی نوروروشنایی برسیاهی و تاریکی است
چهارشنبه سوری پیام آور آن است که زمستان برای همیشه
ماندگار نخواهد بود

9/12/2572 پارسی
9/12/1392 خورشیدی

انگبین

در زبان پارسی ، به عسل انگبین هم می گویند
شربتی از آمیختن انگبین و سرکه درست می شود که سکنگبین
یا سرکه انگبین نام دارد
انگبین=انگ+بین
انگ=شیره و بین=زنبور

9/12/2572 پارسی
9/12/1392 خورشیدی

گزیده ای از سروده های مهستی گنجه ای

ما را به دم تیغ نگه نتوان داشت-در حجره ی دل گیر نگه نتوان داشت
آن را که سر زلف چو زنجیر بود-در خانه به زنجیر نگه نتوان داشت
—————————
هم مستم و هم غلام مستانم-بیزار ززهدوبنده ی رندانم
من بنده ی آن دمم که ساقی گوید-یک جام دگر بگیرو من نتوانم
—————————
در وقت بهار جزلب جوی مجوی-جزوصف رخ یار سمن بوی مگوی
جز باده ی گلرنگ به شبگیر،مگیر-جزلف بتان عنبری بوی مجوی
—————————
برخیز وبیا که حجره پرداخته ام-وزبهرتوپرده ای خوش انداخته ام
با من به کبابی و شرابی درساز-کاین هردو ،زدیده و دل ساخته ام
—————————
لعل تو مکیدن آرزو می کردم-می باتوکشیدن آرزو می کردم
درمستی و در جنون و در هوشیاری-چنگ تو شنیدن آرزو می کردم
—————————
امروز خور آب زندگانی،زیراک-فرداهمی آتش زغمش خواهی خورد
—————————
خاک است جهان، صوت برآر،مطرب-باداست جهان،باده بیارساقی
—————————
ازمنزل کفرتابه دین یک نفس است- وزعالم شک تا به یقین یک نفس است
این یک نفس عزیر راخوش می دار-که فاصله ی عمرماهمین یک نفس است

نکته: مهستی گنجه ای سراینده ای برجسته در چهارگانی(رباعی) است

9/12/2572 پارسی
9/12/1392 خورشیدی

آیا روسیه دوست ایران است؟

اگر به دو سه سده ی پیش تاریخ ایران بنگرید خواهید دید
که روسیه همواره به دنبال ناتوان تر کردن و نابودی ایران
بوده است
نمونه اش آن که بیش از نیمی از خاک ایران
بدست روس ها از ایران جداشد
چند نمونه از دشمنی های روس ها با ایران رادر زیر می آورم

تلاش روسیه برای به شکست کشاندن مشروطه خواهی در ایران
تلاش روسیه برای جدایش گیلان از سرزمین ایران و کمک رسانی اش
به جدایی خواهان در گیلان که شکست خورد
کوشش روسیه برای جدایی آتروپاتگان(آذربایجان) از ایران
که این نیز شکست خورد
توده ای ها با پشتیبانی روسیه میهن پرستی در ایران را
می نکوهیدند و آن را واپس گرایی می دانستند و در برابر
مصدق لشگرآرایی می کردند
کشته شدن مردم ایران با جنگنده ها ، موشک ها و تانک هایی
که روسیه به عراق داده بود
درآوردن دریای کاسپین(مازندران) از چنگ ایران و دادن تنها
یازده درسد(درصد) آن به ایران

به گواه تاریخ ، هرکسی که با روسیه همراه شد، سرانجام
به خاک سیاه نشست
نمونه هایش کشورهایی چون عراق،افغانستان،لیبی
و کره ی شمالی هستند که در مردابی گیرافتاده اند
که بیرون آمدن از آن به این آسانی ها نیست

9/12/2572 پارسی
9/12/1392 خورشیدی