ینی اینجور بگویم که رژيم ننگین اسلامی دارد خودش را برای یک چیزی و یا رخدادی آماده می کند

خب اینجور می توانم بگویم که رژيم ننگین اسلامی اندکی پس از
سرکوب خونین خیزش آبانماه ۲۵۷۸ است که دارد خودش را برای یک چیز
و یا یک رخدادی آماده می کند ینی این را میشود از برخی
رفتارها و کنش های رژيم ننگین اسلامی فهمید.
گویا قرار است در همین یک تا دو ماه آینده یا پس از دو ماه آینده
یک چیزی رخ بدهد، شاید برخی کالاها نایاب شوند و یا موج
گرانی دیگری در راه باشد و یا اینکه رژيم ننگین اسلامی
می خواهد به یک رشته کنش های تروریستی در بیرون از
مرزهای ایران اشغالی و یا هتا در درون مرزهای ایران اشغالی
دست بزند.
ینی اینجور بگویم که رژيم ننگین اسلامی دارد خودش را
برای یک چیزی و یا رخدادی آماده می کند و تمرکزش بیشتر
بر روی خفه کردن هر سدای مخالفی است که اهتمال دارد
شنیده شود، به هر روی روزهای سختی در پیش است
و البته که در این روزهای سخت است که نباید آن دسته
از ایرانیانی که به دنبال آزادی میهنشان هستند
همدیگر را تنها بگذارند و باید در کنار هم و همسدا
و یکپارچه و همراه باشند.
ینی رژيم ننگین اسلامی وارد یک راه بی بازگشت شده است
که هر چه به راهش دنباله می دهد،هزینه هایش دارد
نسبت به آورده هایش بیشتر و بیشتر میشود
و همین افزایش هزینه ها است که سرانجام به
از پا افتادن رژيم ننگین اسلامی خواهد انجامید.

۱۵-۹-۲۵۷۸ پارسی

با خودم پیمانی دوباره می بندم

چندین هفته ی پیش بود که یهو به ذهنم رسید و اهتمال دادم که
اینبار خیزشی اگر پا بگیرد از استانی مانند کرمان پا خواهد گرفت
البته چندی نگذشت که همین ماجرای گرانی بنزین پیش آمد که
واکنش های زیادی را برانگیخت که خیزش آبانماه نام گرفت که
تا کنون آمار رسمی از جانباختگان و بازداشتی ها در دست نیست
ولی دست کم آمار سی سد کشته شده و هشت هزار بازداشتی
چیزی است تایید شده.
خب اگر درست یادم مانده باشد نخستین جانباخته ی خیزش آبانماه
یکی از شهروندان سیرجانی در استان کرمان بود که پس از کشته شدن
همین شهروند سیرجانی به دست تروریست های پاسدار و بسیجی بود
که خشم شمار زیادی از هم میهنان فوران کرد و به خیابان ها رفتند
تا فریادهای آزادی خواهانه ی خودشان را بی باکانه به گوش
کل رژيم ننگین اسلامی برسانند.
که من خودم یادم هست که پس از کشته شدن همین هم میهن
در سیرجان بود که وبلاگم را به روز رسانی کردم
و چند ساات پس از گسترده تر شدن خیزش بود که می خواستم
گزارش هایی را در وبلاگم انتشار دهم که دیدم اینترنت در دسترس نیست.
در ایران اشغالی تا چیزی نزدیک به هشت تا ده روز، اینترنت دست کم
در بسیاری از جاها در ایران اشغالی در دسترس نبود و من نیز مانند
سایر ساکنان ایران اشغالی،دسترسی به اینترنت نداشتم وگرنه
گزارش های خوبی می توانستم از درون ایران اشغالی بفرستم
هر چند که فیلم های گرفته شده و انتشار یافته از
خیزش آبانماه ۲۵۷۸ در اینترنت ، خودش گویای همه چیز است.
خیلی ها در این هفته ی خونین آبانماه ۲۵۷۸ در خیابان ها
و به دست تروریست های پاسدار و بسیجی ،کشته و زخمی
و ربوده و ناپدید شدند و همین رخداد خونین و تلخ بود
که آزادی خواهان ایرانی را در اندوه و سوگ فرو برد
ولی از سویی دیگر همین تروریست های پاسدار و بسیجی
که دستشان به جنایت و سرکوب آلوده شده بود
نه تنها از سوی سران رژيم ننگین اسلامی تشویق شدند
بلکه هتا برای برخی از این تروریست های پاسدار و بسیجی
که بیشتر سرکوب کرده بودند و بهتر کشته بودند پاداش هایی
داده شد تا این چنین به خودشان القا کنند که رژيم ننگین اسلامی
رفتنی نیست ولی من این را می دانم که هتا خود خامنه ای تروریست
نیز نمی داند که فردا چه خواهد شد و برای همین هم هست که
دیگر از امکان ناپذیر بودن سرنگونی رژيم ننگین اسلامی سخنی نمی گوید.
به یاد همه ی جانباختگان و بازداشتی ها و ربوده شده ها
و زخمی شدگان خیزش آبانماه ۲۵۷۸ هم که شده است با خودم پیمانی
دوباره می بندم تا همه ی تلاشم را بکنم تا یکی از کسانی باشم اثرگذار
در هل دادن رژيم ننگین اسلامی به سوی فروپاشی و سرنگونی.

۱۵-۹-۲۵۷۸ پارسی

تازگی ها دارم متوجه یک چیزهایی میشوم

تازگی ها دارم متوجه یک چیزهایی میشوم گویی که برخی ها
دارند نقش مخالف رژيم ننگین اسلامی را بازی می کنند و اندک اندک
که ایران اشغالی دارد به یک بزنگاه تاریخی می رسد و زمزمه هایی
شنیده میشود درباره ی بالا بودن اهتمال فروپاشی و
سرنگونی رژيم ننگین اسلامی،همین دسته از مخالفان رژيم ننگین اسلامی
دارند دست به یک رشته رفتارهای شک برانگیز می زنند که دیدن همین رفتارها
من را به شدت به فکر فرو می برد که نکند اینها یک ریگی به کفششان دارند؟
البته اکنون برای داوری کردن و نتیجه گیری کردن خیلی زود است
و نمی توانم با اتمینان کامل سخن بگویم ولی شک ندارم که در
روزهای پیش رو و با سخت تر شدن تنگناها به روی رژيم ننگین اسلامی
بسیاری از چیزها روشن تر خواهند شد و پرده ها کنار خواهند رفت
و آن هنگام است که می توان با اتمینان بالا در اینباره سخن گفت.
ینی این اهساس را دارم که یک چیزی و یا یک روندی هست که
دلش نمی خواهد رزيم ننگین اسلامی سرنگون شود و البته که
دارند به شیوه های پیچیده ای هم رفتار می کنند و می دانم که
از هوشمندی بسیار بالایی برخوردار نیستند ولی تا اندازه ی زیادی
بلدند که چه جوری بازی کنند و مهره ها را بچینند.

۱۵-۹-۲۵۷۸ پارسی

دشوار زندگی، هرگز برای ما، بی رزم مشترک، آسان نمیشود

تازگی ها بانوی خواننده ای آغاز کرده است به خواندن آهنگ های
انتقادی که از یکی از آهنگ هایش خیلی خوشم آمده است.
اینکه از دختر آبی می خواند و یا از این می خواند که دختران کوچک و نوجوان
به جای بازی کردن و کودکی کردن به زور وادار به ازدواج اجباری می شوند
و یا اینکه از دردمشترکی می گوید که اگر با هم همراه نشویم
جدا جدا درمان نخواهد شد.
سپاس از این خواننده ی گرامی که دارد سخن مشترک
دردمندان و دل سوختگان را به زبان می آورد.

چه زیباست شنیدن یکی از همین آهنگ ها که در آن می شنوم
که گفته میشود:
همراه شو گرامی
تنها نمان به در
که این درد مشترک
هرگز جدا جدا درمان نمیشود
دشوار زندگی هرگز برای ما
بی رزم مشترک، آسان نمیشود

۱۵-۹-۲۵۷۸ پارسی