دست نویسی کردن کل تازینامه(قرآن) چه سودی داشته و دارد؟

در خبرها دیدم که نوشته بود یک جوان ایرانی، کل قرآن را
دست نویسی کرده است.
در این جور زمان ها یک جوری تیتر می زنند که گویا چه کار
بزرگی انجام شده است که همگان باید به آن آگاهی یابند
و هر کسی از این خبر آگاه نباشد، بسیار نادان و ابله است.
این جوانی هم که رفته کل قرآن را دست نویسی کرده است(کپی)
یک خانم است،ینی از این بدتر نمیشود که یک خانمی پیدا بشود
و کتابی را دست نویسی بکند که بدترین توهین ها را به زنان و دختران
روا داشته است.
چگونه میشود که این خانم، کل تازینامه را دست نویسی کرده
ولی نگاهی به آیه های کشتار،شکنجه و زن ستیزانه و برده دارانه ی
آن نینداخته و یا هتا متوجه آن ها نشده است؟
خب گیریم که به زبان اربی آشنایی چندانی ندارد،ترجمه ی
تازینامه را هم نمی تواند بخواند و بفهمد؟
نام این چنین کارهایی را میتوان سیاه کردن کاغذ دانست.

۱۹-۹-۲۵۷۵ پارسی

چرا در زیر تیر چراغ برق به دنبال کلیدهایت میگردی؟

در یک شب تاریک،افسر پلیس با مرد مستی برخورد می کند
که روی زمین زانو زده است و در زیر نور تیر چراغ برق
به دنبال چیزی می گردد،مرد مست به افسر پلیس می گوید که
دارد به دنبال کلیدهایش می گردد که در آن جا گمشان کرده است
و با دستش به تاریکی اشاره می کند.
پلیس از او می پرسد: اگر شما کلیدهایت را آن جا گم کرده ای
پس چرا در زیر تیر چراغ برق خیابان به دنبال آن ها می گردی؟
مرد مست نیز در پاسخ می گوید:
برای این که نور چراغ برق در این جا بیشتر است.
+
این همان راهی است که دانش، در آن ، به راه خودش دنباله میدهد.

ژوزف ویزن باوم(۱۹۷۶)

بن مایه:
نسک بررسی زبان
به گردآورندگی جورج یول
ویرایش دوم
ترجمه از مهمود نور مهمدی
فرگرد چهاردهم(فسل چهاردهم)
رویه ی شماره ی (۲۳۷)

۱۹-۹-۲۵۷۵ پارسی

به دنبال نشانه ها

گاه به دنبال نشانه ها میگردی ولی هیچ نشانه ای را نمی یابی
گاه،نشانه ها خودنمایی می کنند و تو باید آن ها را دنبال کنی
چرا که آن ها سرنخ هایی هستند که اگر آن ها را دنبال کنی
خواهی توانست کار را به پایان برسانی.
نشانه های زیادی در پیرامونمان هست که پیدا و پنهان اند
بایستی ژرف تر بنگری تا نشانه ها خودشان را به تو نشان بدهند.
نشانه ها دسته بندی های خودشان را دارند
برخی ساده اند و برخی سخت و برخی نیز دشوارند.
نشانه ها همه جا هستند آن ها به تو می گویند که کار را
باید به پایان برسانی و این به تو بستگی دارد که آن کار
را تا چه اندازه ای بتوانی خوب انجام بدهی.
پس چشمانت را باز کن و بکوش تا هنر خوب دیدن را یاد بگیری.

۱۹-۹-۲۵۷۵ پارسی

تک افتاده در جایی بودم که جهان،یک دیوانه بود

گناه من چه بود
که تک افتاده در جایی بودم که
جهان، یک دیوانه بود

همه جایش،از بالا به پایین
همه اش،یک ویرانه بود

برای گریز از این جهان دیوانه
من،چه اندازه که ندویده بودم
ولی،دست آخر
مرا هیچ راه گریزی نبود

۱۹-۹-۲۵۷۵ پارسی